امر ديگرى كه در اشعار عمعق به قوت آشكارست غلبهء عواطف رقيق و احساسات لطيف است و او مخصوصا در ابراز عواطف غمانگيز قدرت دارد .
ديوان اشعار عمعق مشتمل است بر قصايد و رباعيات و بعضى قطعات كه بسال 1307 در تبريز طبع شد و از مجموع هفت هزار بيت كه به او نسبت دادهاند در اين ديوان بيش از 614 بيت ديده نميشود . بعضى از تذكرهنويسان مانند دولتشاه « 1 » و هدايت « 2 » يوسف و زليخايى كه به دو بحر خوانده ميشد بعمعق نسبت دادهاند ليكن اكنون اثرى از آن در دست نيست .
چنان كه گفتيم عمعق پسرى حميدى يا حميد « 3 » يا حميد الدين نام داشته و گفتهاند كه او شاعر بود و با سوزنى مهاجات داشت و اين دو بيت را در هجو آن شاعر استاد سرود :
دوش در خواب ديدم آدم را * دست حوّا گرفته اندر دست
گفتم اين سوزنى نبيرهء تست * گفت حوا بسه طلاق ار هست !
از اشعار عمعق است :
نماز شام كه پنهان شد آتش اندر آب * سپهر چهره بپوشيد زير پرغراب
هوا نهان شد در زير خيمهء ازرق * زمين نهان شد در زير خرگه سنجاب
يكى ز جامهء عباسيان فگنده ردا * يكى ز مطرد « 4 » نسطوريان كشيده نقاب
هواى مشرق تارىتر از سياه شبه * هواى مغرب رنگينتر از عقيق مذاب
ز نور و ظلمت بر روى آسمان و زمين * هوا ز قوسقزح در هزارگونه خضاب
يكى چو آينهيى زير پردهء ظلمات * يكى چو برگ سمن زير لالهء سيراب
من و نگار من از بهر ديدن مه نو * دو ديده دوخته بر روى گوهرين دولاب
چو دو مهندس زيرك كه بنگرند بجهد * دقيقههاى مطالع به شكل اسطرلاب
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 37
( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 345
( 3 ) - دولتشاه ، ص 37
( 4 ) - مطرد : پارچهيى از صوف ؛ درفش .