تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
گاه متمايل بصنعت است و بقول عوفى آنچه از شعر او « مصنوعست جملهء استادان را در حيرت افگنده است » و قصيده‌يى را كه موى و مور در هر مصراع آن تضمين شده است در درجه‌يى قرار ميدهد كه كس پيش ازو مثل آن نگفته و بعد ازو هم نتوانسته است گفتن . در ساير قصائد او هم انواع صنايع بديعى از قبيل تضاد و مراعات النظير و تشريع « 1 » و تقسيم و امثال آنها بسيار است ليكن قدرت شاعر در سخنورى مانع آن شده است كه خشكى تصنع از روانى كلام و لطف سخن او بكاهد . عمعق را در تشبيه دستى قويست و اهميت او از آنجهت است كه درين امر جانب حس را بيشتر ميگيرد و اگرچه تشبيهات وى از حيث عقلى و يا حسى بودن طرفين گاه مختلف است و نيز اغلب حسى ولى مبتنى بر وهم و بعبارت ديگر تشبيه خيالى است « 2 » ، ليكن او حتى امور وهمى و خيالى را نيز چنان مجسم ميسازد كه به نظر ابتدائى كمتر ميتوان متوجه جنبهء وهمى آن گرديد . علاوه برين جمله عمعق در تشبيه بسيار دقيق است و جزئيات امور را كاملا در نظر ميگيرد و ذوق سليم خويش را در ترتيب آن دخالت ميدهد و ازين جهت در تشبيهات وى لطف و قدرت و دقت فكرى بسيار مشاهده مىشود « 3 » . الفاظ عمعق جزل و منسجم و منقّح و فكر او بسيار روشن و كلامش خالى از تعقيد و ابهام است . در توصيفات بيشتر متكى بر حس است و اين امر در مدايح او نيز كاملا هويداست .
هامش
( 1 ) -نقش خورنق است همه باغ و بوستان * فرش ستبرق است همه دشت و كوهساركه بدين نحو تجزيه مىشود :نقش خورنق است فرش ستبرق است * همه باغ و بوستان همه دشت و كوهسارو اين بيت :رسول بهشتى ز عالم بعالم * بريد بهارى ز كشور بكشوركه بدين‌گونه تجزيه مىشود :رسول بهشتى بريد بهارى * ز عالم بعالم ز كشور بكشور( 2 ) -هلال عيد برون آمد از سپهر كبود * چو شمع زرين پيش زمردين دولاب فلك چو چشمهء آب و مه نو اندروى * بسان ماهى زرين ميان چشمهء آب( 3 ) - در اين بيت كه ظهور و خفاء ماه نو را در ابتداى طلوع توصيف مىكند قدرت او را در تشبيه ميتوان به قوت حس كرد :گهى نهان شد و گاهى همىنمود جمال * چو نور عارض فردوسيان به زير نقاب