تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
است كه او قبل از 471 فوت كرد « 1 » . ديگر خضر خان بن ابراهيم كه عمعق در خدمت او صلتهاى گران مىيافت و تشريفهاى فاخر داشت . از پادشاهان ديگر ايلك خانى عمعق با احمد خان بن خضر خان ( 473 - 482 ) و محمود خان بن شمس الملك نصر ( كه در 488 بسلطنت نشست ) و ركن الدين ابو المظفر طمغاج خان مسعود بن حسن ( 488 - 490 يا 494 ) و قدر خان جبرئيل بن عمر بن احمد ( 490 - 495 ) و ارسلان خان محمد بن سليمان ( 495 - 524 ) و ابو المعالى حسن تكين قلج طمغاج بن على بن داود ( 524 - 526 ) و ركن الدين محمود بن محمد بن سليمان خواهرزاده و دست نشاندهء سنجر ( 526 - 557 ) معاصر بود . عمعق از سلاجقه با سنجر رابطه داشته و در دورهء همين سلطان در خراسان مشهور بوده است و همين شهرت باعث شد كه چون دختر سنجر ماه ملك خاتون زن محمود بن محمد بن ملكشاه ، در سال 524 بنقل ابن اثير مرد ، بقول دولتشاه و هدايت ، سنجر او را از ماوراء النهر طلبيد تا مرثيهء خاتون گويد . از شاعران ماوراء النهر عمعق با سيد الشعرا رشيدى سمرقندى در دربار آل خاقان بسر ميبرد و داستان مناقشهء اين دو شاعر مشهورست « 2 » . انورى شاعر معاصر عمعق باستادى او در شعر مقرّ بوده و او را استاد سخن خوانده است و در پايان قصيده‌يى كه در صفت خرابى خراسان از دست غزان سروده گفته است :
هم بدانگونه كه استاد سخن عمعق گفت * خاك خون‌آلود اى باد با صفاهان بر
عمعق از علوم متداولهء عصر خود آگاه بود . قصائد او كه مشحون بانواع صنايع است خود دليل واضحى است بر اطلاع كامل او از علوم و فنون ادبى . علاوه برين از اشعار او دلايلى دربارهء اطلاع وى از فلسفه و علوم بدست ميآيد « 3 » . عمعق در قصائد خود
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مقالهء عمعق بخارايى بقلم نگارنده ، مجلهء مهر ، سال سوم ص 289 ( 2 ) - چهارمقاله ص 46 - 47 ( 3 ) -كند گر تموج هيولاى اولى * تلاطم نمايد مزاج از طبايع ور از نفس كل عقل كلى شكيبد * برافتد ز اوتاد رسم صنايع سپهر ملاعب بساط مزور * چو برچيند افراد گردند ضايع