ابر آمد و باز بر سر سبزه گريست * بىبادهء گلرنگ نمىبايد زيست
اين سبزه كه امروز تماشاگه ماست * تا سبزهء خاك ما تماشاگَهِ كيست
* *
اى آمده از عالم روحانى تفت * حيران شده در پنج و چهار و شش و هفت
مى خور چو ندانى از كجا آمدهاى * خوش باش ندانى بكجا خواهى رفت
* *
اين بحر وجود آمده بيرون ز نهفت * كس نيست كه اين گوهر تحقيق بسفت
هركس سخنى از سر سودا گفتند * زان روى كه هست كس نميداند گفت
* *
اين يك دو سه روزه نوبت عمر گذشت * چون آب بجويبار و چون باد بدشت
هرگز غم دو روز فراياد نگشت * روزى كه نيامدست و روزى كه گذشت
* *
بر چهرهء گل نسيم نوروز خوشست * در صحن چمن روى دلافروز خوشست
از دى كه گذشت هرچه گويى خوش نيست * خوش باش وز دى مگو كه امروز خوشست
* *
پيش از من و تو ليل و نهارى بودست * در هر قرنى بزرگوارى بودست
هرجا كه قدم نهى تو بر روى زمين * آن مردمك چشمنگارى بودست
* *
اجزاى پيالهيى كه درهم پيوست * بشكستن آن روا نميدارد مست
چندين سر و پاى نازنين از سردست * بر مهر كه پيوست و بكين كه شكست
* *
دارنده چو تركيب طبايع آراست * از بهر چه او فگندش اندر كم و كاست
گر نيك آمد شكستن از بهر چه بود * ور نيك نيامد اين صور عيب كراست
* *