بسال 750 ترتيب يافته و در كتابخانهء مجلس موجودست ، و يك مجموعهء كهن ديگر از همان كتابخانه ، مجموعا 57 رباعى است . دو مرحوم مغفور محمد على فروغى و دكتر قاسم غنى در مقدمهيى كه بر مجموعهيى از رباعيات خيام نوشتهاند بر روى هم 66 رباعى را مسلما و بيقين از خيام شمردهاند و با توجه بسبك اين رباعيها از مجموع رباعياتى كه باسم خيام شهرت يافته 178 رباعى را از او دانسته و طبع كردهاند .
رباعيهاى خيام بسيار ساده و بىآرايش و دور از تصنع و تكلف و با اينحال مقرون بكمال فصاحت و بلاغت و شامل معانى عالى و جزيل در الفاظ موجز و استوارست . در اين رباعيها خيام افكار فلسفى خود را كه غالبا در مطالبى از قبيل تحير يك متفكر در برابر اسرار خلقت و تأثر از ناپيدايى سرنوشت آدميان است ، بيان مىكند . او براى آدميان بازگشتى را كه اهل اديان معتقدند ، قائل نيست و چون فناى فرزندان آدم را از مصائب جبرانناپذير ميشمارد ، ميخواهد اين مصيبت آينده را با استفاده از لذات آنى جبران كند .
اين رباعيها را خيام غالبا در دنبال تفكرات فلسفى خود سروده و قصد او از ساختن آنها شاعرى و درآمدن درزىّ شعرا نبوده و به همين سبب وى در عهد خود شهرتى در شاعرى نداشته و بنام حكيم و فيلسوف شناخته ميشده است و بس .
اما بعدها كه رباعيهاى لطيف فيلسوفانهء وى شهرتى حاصل كرد نام او در شمار شاعران درآمد و بيشتر درين راه مشهور گرديد و طريقهء او مقبول بعضى از شاعران قرار گرفت و بسيارى از آثار آنان در شمار گفتههاى خيام درآمد و رباعيهاى فيلسوفانهء معدود او فزونى يافت و همچنانكه ديدهايم در نسخ اخير بالغ بر چند صد رباعى گرديد .
بخيام اشعار ديگرى غير از رباعيات نيز نسبت دادهاند و از آنجمله اين ابيات عربيست :
زجّيت دهرا طويلا فى التماس اخ * يرعى و دادى اذا ذو خلّة خانا
فكم الفت و كم آخيت غير اخ * و كم تدّلت ؟ ؟ ؟ بالا خوان اخو انا
و قلت للنفس لمّا عزّ مطلبها * باللّه لا تألفى ما عشت انسانا
* *
العقل يعجب فى تصرّفه * ممّن على الايام يتّكل