تا از بر من دور شد دل در برم رنجور شد * مشكم همه كافور شد شمشاد من شد نسترن
از هجر او سرگشتهام تخم صبورى كشتهام * مانند مرغى گشتهام بريان شده بر بابزن
اندر بيابان سها كرده عنان دل رها * در دل نهيب اژدها در سر خيال اهرمن
گه با پلنگان در كمر گه با گوزنان در شمر * گه از رفيقان قمر گه از نديمان پرن
پيوسته از چشم و دلم در آب و آتش منزلم * بر بيسرا كى محملم در كوه و صحرا گامزن
هامونگذار و كوهوش دل بر تحمل كرده خوش * تا روز هر شب باركش هر روز تا شب خاركن
چون باد و چون آتش روان در كوه و در وادى دوان * چون آتش و خاك گران در كوهسار و در عطن
سياره در آهنگ او حيران ز بس نيرنگ او * در تاختن فرسنگ او از حد طائف تا ختن
گردون پلاسش بافته اختر زمامش تافته * وز دست و پايش يافته روى زمين شكل مجن
بر پشت او مرقد مرا وز گام او سؤدد مرا * من قاصد و مقصد مرا درگاه صدر انجمن
* * *
چه گويى اندرين چرخ مدور * كزو تابد همى مهر منور
وزو هر شب درفشانند تا روز * هزاران جرم نورانى مدور
چه گويى اندرين اجناس مردم * بتصويرى دگر هريك مصور