تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
از روى يار خرگهى ايوان همىبينم تهى * وز قد آن سرو سهى خالى همىبينم چمن بر جاى رطل و جام مى گوران نهادستند پى * بر جاى چنگ و ناى و نى آواز زاغست و زغن از خيمه تا سعدى بشد وز حجره تا سلمى بشد * وز حجله تا ليلى بشد گويى بشد جانم ز تن نتوان گذشت از منزلى كآنجا نيفتد مشكلى * از قصهء سنگين دلى نوشين لبى سيمين ذقن آنجا كه بود آن دلستان با دوستان در بوستان * شد گرگ و روبه را مكان شد گور و كرگس را وطن ابرست بر جاى قمر زهرست بر جاى شكر * سنگست بر جاى گهر خارست بر جاى سمن آرى چو پيش آيد قضا مروا شود چون مرغوا * جاى شجر گيرد گيا جاى طرب گيرد شجن كاخى كه ديدم چون ارم خرم‌تر از روى صنم * ديوار او بينم بخم مانندهء پشت شمن تمثالهاى بُلعجب چاك آوريده بىسبب * گويى دريدند اى عجب بر تن ز حسرت پيرهن زين‌سان كه چرخ نيلگون كرد اين سراها را نگون * دَيّار كى گردد كنون گرد ديار يار من يارى برخ چون ارغوان حورى بتن چون پرنيان * سروى بلب چون ناردان ماهى بقد چون نارون نيرنگ چشم او فره برسيمش از عنبر زره * زلفش همه بند و گره جعدش همه چين و شكن
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 516 | ذبيح الله صفا