تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
چون بيشهء ضمير من آتش دهد برون * جان معزى آنجا معزى كشد برقص
و اين جمله البته نتيجهء مفاخرهء شاعر و كبريائى است كه خاقانى داشته و به همان سبب هم خود را از عنصرى برتر مىشمرده است . ديگر انورى است كه شايد درين بيت :
كس دانم از اكابر گردنكشان نظم * كاو را صريح خون دو ديوان بگردنست
بمعزى نظر داشته است و اين دو ديوان را برخى ديوان ابو الفرج رونى و مسعود سعد ، و برخى ديوان فرخى و عنصرى دانسته‌اند و گويا اين تعريض بسبب آن باشد كه معزى عده‌يى از قصائد خود را از قصائد فرخى و عنصرى استقبال كرده است . خاصيت عمدهء شعر معزى سادگى آنست . معزى معانى بسيار را در الفاظ ساده و خالى از تكلف ادا مىكند و قوت طبع او درآوردن عبارات سهل و بدون تعقيد و ابهام از قديم مورد توجه ناقدان سخن بوده است . اگرچه در تغزلات و غزلهاى او طراوت تغزلهاى فرخى ديده نميشود ليكن بهرحال كوششى كه او در سرودن غزلهاى نغز به كار برده مسلما وسيلهء مؤثرى در پيشرفت فن غزلسرايى شده است . بعضى از قصائد معزى كه ما بنقل آنها مبادرت خواهيم كرد افكار كاملا تازه‌يى نسبت به پيشينيان دارد و اين درجهء ابتكار و علاقهء او را بآوردن مضامين و مطالب بديع مىرساند . در شعر او فقط بمدح و غزل بازنميخوريم بلكه گاه از وعظ و اندرز و توحيد و حكمت هم اثرى مىيابيم . معزى در تركيب الفاظ خيلى بيشتر از شاعران ديگر اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم تحت تأثير لهجهء عمومى عصر خود قرار گرفته است و اگرچه در اين راه بانورى شاعر اواخر عهد خود نرسيده ليكن بىترديد مقدمهء كار او و ديگر گويندگان قرن ششم را به ميزان بسيار فراهم كرده است . شمارهء ابيات موجود او بحدود 19000 ميرسد و طبع منقحى از آن با مقدمه و حواشى و فهارس بدست استاد دانشمند فقيد عباس اقبال آشتيانى رحمة اللّه عليه بسال 1318 شمسى ترتيب يافت شامل 18623 بيت . ممدوحان معزى تقريبا همهء رجال دورهء او از آغاز سلطنت ملكشاه تا اواسط عهد