قسمت دوم منظومه شروع مىشود برفتن زال بدربار سليمان و وقايعى در اين باب و جنگ با ديوى بنام اهريمن و قسمت سوم پايان داستانست . منظومهء شهريار - نامه اگرچه خوب بنظم درآمده است ليكن در شمار منظومههاى متوسط حماسى است كه بعد از فردوسى پديد آوردهاند . برعكس در قصائد قدرت عثمان مختارى « 1 » بنهايت رسيده و او درآوردن معانى نو و بكر و قدرت در ايراد مضامين جديد و كلام فصيح زبانزد معاصران خود بوده است .
اين ابيات از شهريارنامهء اوست :
كس از پاسبانان نه آگاه بود * جهانجوى خفته بخرگاه بود
نهفته بخرگه درآمد چو مار * بيامد بر نامور شهريار
سرش گفت بردارم از يال من * برم هديه نزديك هيتال من
يكى دشنه در دست آن بدسگال * چو در دست زنگى گردون هلال
برآمد ز جا نامدار سپاه * بيازيد و بگرفت دست سياه
برافروخت روى سياه از شتاب * چو انگِشت كز آتش آيد بتاب
دگر پهلوان گفت كاى ديوچهر * كه بخت از تو امشب بريدست مهر
چه مردى و اينجا چه كار آمدى * كه در خيمه پنهان چو مار آمدى
سيه گفت اى از تو روشن روان * بود دور چشم بد از پهلوان
نگهبان اين قلعه از بن منم * همهساله باراى اهريمنم
بدان آمدم تا سرى زين سپاه * ببرم برم نزد هيتال شاه
و ليكن چو بخت از كسى گشت دور * بپاى خود آيد دوان سوى گور
بيفگند خنجر ز چنگ آنزمان * بگفتا ببندم هم اندر زمان
هامش
( 1 ) - دربارهء عثمان مختارى رجوع شود به :Catalogue of the persian Manuscripts ithe British nM useum , by Charles Rien , vol . II , London , 1881 , p . 542 - 543و مجمع الفصحا ج 1 ص 598 ؛ و تذكرهء دولتشاه سمرقندى چاپ هند ص 57 - 58 ؛ و حماسه - سرايى در ايران چاپ دوم ص 311 - 315 ؛ و ديوان سنائى چاپ آقاى مدرس رضوى كس 237 - 240 و جز آنها .