تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
ابراهيم ( 508 - 509 ) و ابو الملوك ارسلان بن مسعود بن ابراهيم ( 509 - 511 ) معاصر بوده است . و علاوه بر سلاطين غزنوى قاورديان كرمان را نيز مدح گفته و از آن ميان بسلطان ارسلانشاه سلجوقى اختصاص داشته است : هدايت بعضى از قصايد مختارى را در مدح عضد الدوله فنّاخسرو ديلمى پادشاه مشهور آل بويه دانسته است و حال آنكه بين آن دو فاصلهء زمانى بسيار است و آن قصايد كه هدايت آنها را در مدح عضد الدولهء ديلمى پنداشت در ستايش عضد الدوله شيرزاد بن مسعود غزنوى است . مختارى از شاعران با ابو الفرج رونى و مسعود بن سعد بن سلمان و سنايى غزنوى معاصر بوده و در مدح مسعود سعد اشعارى پرداخته است و سنايى در مدح او قصيده‌يى غرّا دارد بدين مطلع :
نشود پيش دو خورشيد و دو مه تارى تير * گر برد ذره‌يى از خاطر مختارى تير
سنايى در اين قصيده مختارى را بمعانى نو و بكر ستوده و « امير سخنان » گفته است :
اى امير سخنان كز پى نفع حكما * مر ترا قوت تأييد الهى است وزير
وفات مختارى را بسال 544 يا 549 دانسته و ديوان او را قرب هشتهزار بيت نوشته‌اند . ازو مثنوى مشهورى بنام شهريارنامه در دست است در ذكر داستان شهريار پسر برزو پسر سهراب پسر رستم زابلى . نظم اين داستان چنان كه مختارى در پايان كتاب آورده است به خواهش سلطان مسعود بن ابراهيم صورت گرفت و شاعر سه سال در اين كار رنج برد . نام مختارى نيز در پايان كتاب آمده و انتساب شهريارنامه به دو مسلم است . آخرين ابيات شهريارنامه چنين است :
بسر شد كنون نامهء شهريار * بتوفيق يزدان پروردگار شها شهريارا سراسر ورا * نگهدار تختا جهان داورا چو فرموديم داستانى بگوى * بگفتم باقبال فرهنگ‌جوى سه سال اندرين رنج برداشتم * سخن آنچه بد هيچ نگذاشتم بنظم آورديم باقبال شاه * شه شهرياران و ظلّ إله