تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
مر ترا هيچ باك نامد از آنك * نوزده سال بوده‌ام بندى
تذكره‌نويسان ، و از آن جمله آذر ، نوشته‌اند كه مسعود بعد ازين مصائب از مشاغل ديوانى كناره گرفت و قدم در راه مجاهدت و عزلت نهاد و در اين راه بمقامات عاليه رسيد ليكن اين اشارت مقرون بحقيقت نيست چه ميدانيم كه مسعود سعد از سال 500 تا پايان حيات سمت كتابدارى مسعود و سپس عضد الدوله شيرزاد بن مسعود ( 508 - 509 ) و ملك ارسلان بن مسعود ( 509 - 511 ) و بهرامشاه بن مسعود ( 511 - 552 ) داشت و آنانرا مدح ميگفت و در كمال تقرب ميزيست تا درگذشت . وفات او را بسال 515 نوشته‌اند « 1 » و عمر او قريب بهشتاد سال بوده است و شاعر خود ميگويد كه منجمى براى او عمر هشتاد ساله پيش‌بينى كرد :
مرا منجم هشتاد سال عمر نهاد * ز عمر دوستى اميد من بر آن افزود
از شاعران معاصر او كه با وى ارتباط داشته‌اند غير از راشدى و ابو الفرج رونى كه پيش ازين گفته‌ايم ، ميتوان عطاء بن يعقوب ملقب به ناكوك و عثمان مختارى و معزّى و رشيدى سمرقندى و سنايى غزنوى و سيد محمد ناصر علوى غزنوى و برادرش سيد حسن بن ناصر را نام برد كه بعضى از آنان امير مسعود را ستوده و در قصائدى از سخاوت و رفعت مقام ادبى و سياسى او سخن گفته‌اند ، يا ميان آنان و مسعود مشاعراتى بود . مسعود سعد از اكابر فصحاى ايران و از شاعرانيست كه بسبك دلپسند و كلام بليغ و مؤثر خود مشهورند . قدرت او در بيان معانى با كلمات پسنديدهء منتخب ، و مهارت وى در حسن تنسيق و تناسب تركيبات انكارناپذير است . قوت خيال او باعث شده است كه بتواند گاه مطلبى را با چند تعبير كه هريك بتنهايى شايان توجه است ، بيان كند و از اينراه تعبيرات و تركيبات و تشبيهات و توصيفات تازه بياورد و تا ميتوانست از الفاظى كه بعاريت گرفته شود و مضمونى كه تكرار شده باشد دورى جسته و گفته است :
اشعار من آنست كه در صنعت نظمش * نه لفظ مُعار است و نه معنىّ مثنّى
اين عوامل همه باعث شده است كه مسعود در سخن سبكى بديع آورد و بسرعت
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 515