تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
سلطان ابراهيم و بزرگان دستگاه او فرستاد ، از سلطان عفو و از ديگران يارى و مددكارى و پايمردى التماس كرد ، و عاقبت يكى از مقربان سلطان بنام عميد الملك عماد الدوله ابو القاسم خاص نزد سلطان شفاعت كرد و او را از حبس آن پادشاه كينه‌توز بيرون آورد و مسعود در قصيده‌يى بمطلع
روز نوروز و ماه فروردين * آمدند اى عجب ز خلد برين
نام او را آورده و ازو شكرها كرده و منّتها داشته است :
. . . باد فرخنده بر عميد اجلّ * خاصهء پادشاه روى زمين عمدهء دين و ملك ابو القاسم * كه بياراست روى ملك بدين . . . گر به تو نيستى قوىدل من * چكدى زهرهء من مسكين از تو بودى همه تعهد من * گاه محنت بحصنهاى حصين جان تو دادى مرا پس از ايزد * اندرين حبس و بند بازپسين
و مراد او از « بند بازپسين » حبس قلعهء ناى بوده است . سال رهايى مسعود از زندان ناى بايد حدود 489 يا 490 بوده باشد « 1 » و بعد ازين واقعه شاعر بهندوستان بر سر ضياع و عقار پدر رفت . بنابرين خلاف قول دولتشاه كه گفته است رهايى مسعود از حبس بعد از وفات سلطان ابراهيم اتفاق افتاده و مدت حبس او بسبب قرب سيف الدولة دوازده سال بوده است « 2 » اشتباهست زيرا اولا شاعر دو سه سال پيش از وفات ابراهيم از حبس درآمد « 3 » و ثانيا بسبب واقعهء سيف الدولة بن ابراهيم بيش از ده سال ببلاى زندان گرفتار نبوده است . سلطان ابراهيم در سال 492 درگذشت و پسرش مسعود ( 492 - 508 ) بجاى او نشست و امارت هند را بپسر خود امير عضد الدوله شيرزاد داد و قوام الملك ابو نصر هبة اللّه پارسى را بوزارت و سپاهسالارى او گماشت . سلطان مسعود خود در عهد پدر بعد از
هامش
( 1 ) - زيرا در حدود سال 480 بحبس افتاد و ده سال در حبس بود ( 2 ) - چهارمقاله ص 45 ( 3 ) - مسعود سعد در بيت ذيل به عفو سلطان رضى الدين ابو المظفر ابراهيم اشاره مىكند :عفو سلطان نامدار رضى * بر شب من فگند نور قمر
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 487 | ذبيح الله صفا