تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
چنان زد بر او گرز با زور دست * كه با باره در خاك گرديد پست بيفتاد بر خاك آن پهن‌دشت * غو و جوش تركان ز مه برگذشت

13 - مسعود سعد

مسعود بن سعد سلمان شاعر بزرگ ايران در نيمهء دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم از اركان استوار شعر فارسى است . عوفى « 1 » او را با لقب « سعد الدولة و الدين » ذكر كرده است و نميدانم اين لقب را براى حفظ مناسبت با كلمات « مسعود » و « سعد » به كار برده و يا او ، كه اميرى از امراى دولت غزنوى بود ، بواقع چنين لقبى داشت . عوفى گفته است كه مولد او همدان بود و همين سخن را تقى الدين كاشى تكرار كرد ليكن اين سخن درست نيست چه گويا وى در لوهور ( لاهور ) ولادت يافت چنان كه خود را فرزند عزيز آن شهر دانسته « 1 » و در اشعار خويش با علاقه و اشتياق وافر از آن سخن گفته است « 2 » . ليكن اين نكته مسلّم است كه اصل نياكان او از همدان بود چنان كه شاعر در يكى از ابيات خود ميگويد :
گر دل بطمع بستم شعرست بضاعت * ور احمقيى كردم اصل از همدانست
پدرش سعد بن سلمان ، چنان كه از تواريخ برميآيد از عمال صاحب شأن و از مستوفيان دورهء اول غزنوى بود چنان كه چون امير مجدود بن مسعود در سال 427 از جانب پدر باميرى هندوستان رفت سعد سمت استيفاء دستگاه او يافت « 3 » و گويا از همين تاريخ ببعد است كه سعد سلمان با خاندان خود در لاهور بماند و مسعود بعد ازين روزگار در آن شهر بزاد . مسعود خود بسابقهء ادارى پدر در اشعار خويش اشاره كرده و گفته است :
شصت سال تمام خدمت كرد * پدر بنده سعد بن سلمان گه به اطراف بودى از عمال * گه بدرگاه بودى از اعيان
سعد سلمان گويا تا دورهء سلطان مسعود بن ابراهيم ( 492 - 508 ) زنده بود چه مسعود
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 246 ( 2 ) -اى لاوهور ويحك بىمن چگونه‌اى * بىآفتاب روشن روشن چگونه‌اى . . . ناگه عزيز فرزند از تو جدا شدست * با درد او بنوحه و شيون چگونه‌اى . . . چه ياد شهر لهاوور و يار خويش كنم ؟ * مباد كس كه شد از شهر و يار خويش نفور( 3 ) - تاريخ بيهقى چاپ مرحوم دكتر غنى ص 501