12 - عطاء بن يعقوب
عميد اجل ابو العلاء عطاء بن يعقوب كاتب معروف به « ناكوك » از مشاهير فضلا و شعرا و كتاب ايران در دورهء دوم غزنوى بوده است . ترجمهء احوال او در دمية القصر باخرزى آمده است و او از شاعران ذو اللسانين و در دو زبان عربى و پارسى داراى ديوان مشهور بود .
وى معاصر سلطان ابراهيم غزنوى بوده و در دستگاه غزنويان مقامات عالى داشته است . سلطان ابراهيم بر اثر رنجشى كه ازو يافته بود وى را از مشاغلى كه داشت بر كنار كرد و به هندوستان « شهربند » ساخت و او بيش از هشت سال در لاهور موقوف بود . وفات او را عوفى بسال 491 هجرى نوشته است « 1 » . مسعود سعد سلمان را در حقّ عطاء بن يعقوب مدايح و مراثى است . در خطاب به او گويد :
عطاء يعقوب اى روشن از تو عالم علم * تو آفتابى و ما ذره را همى مانيم
و در مرثيهء او گفته است :
عطاء يعقوب از مرگ تو هراسيدم * شدىّ و پيش نبودم ز مرگ هيچ هراس
از وفات عطاء بن يعقوب * تازهتر شد وقاحت عالم . . .
از عطاء بن يعقوب ابياتى چند بپارسى و عربى در لباب الالباب عوفى آمده و همهء آنها دلالت بر استادى و مهارت گوينده مىكند .
اثر معروف ديگرى كه به او نسبت دادهاند برزونامه و بيژننامه است .
برزونامه از جملهء منظومههاى بزرگ حماسى پارسى است كه بتقليد از شاهنامه و از روى داستانهاى قديم ساخته شده است . دربارهء اين منظومه در كتاب حماسهسرايى در ايران بتفصيل بحث كردهام « 2 » . برزو پسر سهراب پسر رستم است كه از زنى « شهرو » نام در تورانزمين ولادت يافت و سپس بتحريض و ترغيب افراسياب بجنگ ايرانيان آمد و ميان او و رستم و فرامرز جنگها و ستيزها رفت تا سرانجام رستم او را شناخت و ازين پس در جرگهء پهلوانان نيرم نژاد درآمد و پس از جنگها و مردانگيها سرانجام بدست ديوى بتزوير كشته شد . از برزونامه منظومهء جداگانهيى بنام « سوسننامه » ترتيب يافته
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 1 ص 72 - 75
( 2 ) - چاپ دوم ص 303 - 310