دولت خوارزمشاهى و خلافت عباسى اين امر را شدت بيشتر مىداد و بتشيع فرصت توسعه و قوت زيادتر مىبخشيد و شايد يكى از علل اين امر قوت اعتزال و معتزله در خوارزم آن زمان بوده است « 1 » .
موضوع ديگر قابل ذكر دربارهء خوارزمشاهان علاقهء بعضى از آنانست بشعر و ادب . اتسز شخصا بشعر و ادب شائق بود و ارباب فضل را مينواخت و متاع هنر را خريدار بود « 2 » و غالب اوقات خود را در معاشرت با رشيد الدين وطواط صاحب ديوان رسائل خود كه از شاعران فاضل و بليغ روزگار بود ميگذراند و آن پادشاه را با اين شاعر حكايتها و مشاعرتها و محاورتهاست « 3 » . از اشعار او يكى قطعهء ذيل است كه در پاسخ تهديدهاى سلطان سنجر به دو فرستاده بود :
اگر باد پايست يكران « 4 » شاه * كُميت « 5 » مرا پاى هم لنگ نيست
چو او آيد اينجا من آنجا روم * خداى جهان را جهان تنگ نيست
ملك شهريارست و شاه جهان * گريز از چنين پادشا ننگ نيست
از اشعار ديگر اوست :
ز آن بد نكنم كه خير محضم * ز آن بذل كنم كه بحر و كانم
شكر ايزد را كه خصمم امروز * پيرست و ضعيف و من جوانم
* * *
بر ران جهان نشان فرمان منست * در گوش فلك حلقهء پيمان منست
با اينهمه سلطنت كه امروز مراست * تحصيل رضاى دوست ايمان منست « 6 »
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب فصل مربوط بعقائد و مذاهب .
( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 36
( 3 ) - ايضا همان كتاب ص 36 - 37
( 4 ) - يكران : اسبسوارى تيز تك .
( 5 ) - كميت : اسب سرخرنگ .
( 6 ) - لباب الالباب ج 1 ص 35 - 38