تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
مىآمد شكست داد و سربازان او گريختگان را تا دينور دنبال كردند و او خود بعد از تمشيت امور عراق بجانب خراسان و خوارزم رفت . از اين پس سلطان يكچند در تركستان و خراسان و عراق مشغول فتح بلاد يا سركوبى مخالفان بود و در اين مدت نبردهايى هم ميان لشكريان او يا پسرانش با سپاهيان خليفه درگرفت و هميشه فتح با سپاهيان خوارزمشاه بود تا عاقبت در سال 595 خليفه منشور سلطنت ممالك عراق و خراسان و تركستان را براى تكش فرستاد و او بعد از آن بدفع ملاحده پرداخت و سپاهيانش بفرماندهى پسرش قطب الدين محمد سرگرم فتح قلاع اسمعيليه از جانب قهستان بودند كه خود براى تكميل كارهاى آنان از خوارزم حركت كرد و در رمضان 596 در راه بدرود حيات گفت . فتوحات پياپى تكش در تركستان و خراسان و عراق دولت خوارزمشاهى را قدرتى بسيار بخشيد و چون نوبت به سلطان محمد رسيد ( 596 - 617 ) با مملكتى پهناور و قوائى آماده و وسايلى مهيا شروع به كار كرد . در ابتداى سلطنت او سلاطين غور بطمع تسخير خراسان آغاز تجاوز بمتصرفات خوارزمشاهان كردند و به همين سبب ميان دو دولت غورى و خوارزمشاهى چند جنگ رخ داد و همه جا برد با خوارزميان بود تا عاقبت پادشاه غور را شكستى سخت دادند چنان كه بهندوستان رفت تا تدارك قوا كند و همانجا بسال 602 كشته شد و ممالك او بدست مماليك غوريان افتاد و تجزيه شد و اندكى بعد در سال 609 فيروزكوه و هرات و در 611 غزنين مسخر خوارزمشاه شد . در همان مدت كه خوارزمشاه سرگرم امور غوريان بود مازندران را از تصرف اسپهبدان بيرون آورد ( 606 ) و اندكى بعد كرمان را نيز بر متصرفات خويش افزود و بر غزان و امراى مختلفى كه در آن ديار بجان هم افتاده بودند غلبه جست . بعد از اين فتوحات نوبت بدولت ختا رسيد كه در آن هنگام همهء ماوراء النهر و بخارا در تصرف آن بود و خوارزمشاهان از عهد تكش ببعد هر ساله خراجى بدانان ميپرداختند . سلطان محمد از پرداخت خراج ابا كرد و چند بار با گور خان جنگيد و عاقبت به يارى كوچك خان تاتار دولت تركان ختا را از بين برد و ممالك گور خان بين او
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 32 | ذبيح الله صفا