مقدار قسمتى از ابيات ديوان او باشد زيرا دولتشاه ديوان او را سى هزار بيت دانسته است و اكنون نيز در مجموعهها و جنگها اشعارى از ناصرخسرو ثبت است كه در ديوان او ملاحظه نميشود . نسخهء چاپ تبريز از ديوان ناصرخسرو هم بيش از حدود 7500 بيت ندارد .
دو منظومه هم از ناصرخسرو در دست است يكى بنام روشنايىنامه و ديگر موسوم به سعادتنامه . روشنايىنامه منظومهييست كوتاه از 592 بيت ببحر هزج و موضوع آن وعظ و پند و حكمت است . سعادتنامه مشتمل بر 300 بيت است به همان طريقهء روشنايى نامه در پند و حكمت . اين هر دو منظومه نيز در آخر ديوان طبع تهران بچاپ رسيده است .
ناصرخسرو بىترديد يكى از شاعران بسيار توانا و سخنآور فارسى است . وى طبعى نيرومند و سخنى استوار و قوى و اسلوبى نادر و خاص خود دارد . زبان اين شاعر قريب به زبان شعراى آخر دورهء سامانى است و حتى اسلوب كلام او كهنگى بيشترى از كلام شعراى دورهء اول غزنوى را نشان ميدهد . در ديوان او بسيارى از كلمات و تركيبات به نحوى كه در اواخر قرن چهارم متداول بوده و استعمال ميشده است ، به كار رفته و مثل آنست كه عامل زمان در اين شاعر توانا و چيرهدست اصلا اثرى برجاى ننهاد . با اينحال ناصرخسرو هرجا كه لازم شد از تركيبات عربى جديد و كلمات وافر تازى ، بيشتر از آنچه در آخر عهد سامانى در اشعار وارد شده بود ، استفاده كرده و آنها را در اشعار آبدار خود به كار برده است .
خاصيت عمدهء شعر ناصرخسرو اشتمال آن بر مواعظ و حكم بسيارست . ناصر خسرو در اين امر قطعا از كسائى شاعر مروزى مقدم بر خود پيروى كرده است .
اواخر عمر كسائى مصادف بود با اوايل عمر ناصرخسرو و هنگامى كه ناصر در مرو به عمل ديوانى اشتغال داشت هنوز شهرت كسائى زبانزد اهل ادب و اطلاع بوده و اشعار وى شهرت و رواج داشته است . به همين سبب ناصرخسرو چه از حيث افكار حكيمانه و زاهدانه و چه از حيث سبك و روش بيان تحت تأثير آنها قرار گرفته و بسيارى از قصائد او را جواب گفته و گاه قصائد خود را بر اشعار آن شاعر چيرهدست برترى داده است .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 454
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٥٤