رسيد ، و سفاهتهاى فقها و آزارها و نامردميهاى امرا و رجال متعصب و غوغاى عام و نفى بلد و تنهايى و غربت و دورى از يار و ديار ، چنان در روح آزادهء وى اثر كرد كه كمتر قصيدهيى و اثرى ازوست كه در تنهايى يمكان ساخته شده و اثرى از اين تألمات روحى در آن آشكار نباشد .
چنان كه از اشارات شاعر مسلم مىشود بعد از اظهار دعوت و آشكارا شدن عقايد ناصرخسرو از همه طرف ، يعنى بوسيلهء فقها و امرا و حتى خليفهء عباسى نسبت به او اظهار كمال عناد ميشده است . چنان كه ويرا بر منابر لعن مىكردند و رافضى و قرمطى و معتزلى ميشمردند و مهدور الدم ميدانستند و با آنكه او را غالبا به ترك طريقهيى كه پيش گرفته بود دعوت ميكردند وى از راهى كه برگزيده بود بازنمىگشت و همچنان در اعتقاد خود باقى و پايدار بود .
با تمام اين احوال ناصرخسرو در يمكان دستگاه رياست مذهبى براى خود ترتيب داده و به شرحى كه در آثار البلاد قزوينى آمده است وى در آنجا باغها و قصور و حمامهايى ساخته بود .
فايدهء يمكان براى ناصرخسرو در آن بود كه وى در آن درهء حصين از شر دشمنان خود آسوده و بر كنار بود و از بيم سوءقصد مخالفان از آن درهء دوردست بيرون نمىآمد و على الخصوص انديشهء بازگشت بخراسان را به هيچ روى در خاطر نمىگذراند .
وفات ناصرخسرو چنان كه گفتهايم در همين درهء يمكان اتفاق افتاد . دربارهء سال وفات او اقوال مختلف آمده و اقرب آنها بصواب سال 481 است كه حاجى خليفه در تقويم التواريخ بدان اشاره كرده است . در كتاب بيان الاديان كه بسال 485 تأليف شده از ناصرخسرو بعبارت « بوده است » ياد شده و اين خود دليلى است بر آنكه وى ، كه صاحب كتاب معاصر خويشش ميداند ، در تاريخ تأليف كتاب زنده نبود . و چون بعمر طولانى وى در همهء مآخذ و در اشعار او اشاره شده است ، پس سال 481 كه در آنوقت ناصرخسرو 87 سال داشت براى وفات او صحيح به نظر ميرسد .
پايهء تحصيلات و اطلاعات ناصرخسرو از آثار منظوم و منثور او به خوبى آشكار
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٤٥٢