است . وى از ابتداء جوانى در تحصيل علوم و فنون رنج برده بود . قرآن را از حفظ داشت و در تمام علوم متداول زمان خود از معقول و منقول و على الخصوص علوم اوايل و حكمت يونان تسلط داشت و علم كلام و حكمت متألهين را نيك مىدانست و دربارهء ملل و نحل تحقيقات عميق و اطلاعات كثير داشت و علاقهء بكتاب و دانش در او بدرجهيى بود كه در سفر و حضر همواره كتابهاى خود را با خويشتن داشت و حتى در سختترين احوالى كه در سفر بازگشت از عربستان بايران داشته است آن كتابها را بر شتر حمل كرده و خود با برادرش پياده طى طريق نموده است « 1 » . در اشعار و آثار او اشارات فراوان بدانش او و اطلاعاتش از علوم گوناگون شده و از آن جمله است اين ابيات از يك قصيدهء او كه بعنوان مثال ذكر مىشود :
بهر نوعى كه بشنيدم ز دانش * نشستم بر در او من مجاور
بخواندم پاك توقيعات كسرى * بخواندم عهد كيكاوس و نوذر
گه اندر ارثما طبقى كه تا چيست * سماك و فرقدان و قطب و محور
گه اندر علم اشكال مجسطى * كه چون رانم بر او پرگار و مسطر
گهى اقسام موسيقى كه هركس * پديد آورد بر الحان مكرر
گهى الوان احوال عقاقير * كه چه گرمست از آنچه خشك و چه تر
همان اشكال اقليدس كه بنهاد * ارسطاليس استاد سكندر
نماند از هيچگون دانش كه من زان * نكردم استفادت بيش و كمتر
نه اندر كتب ايزد مجملى ماند * كه آن نشنيدم از دانا مفسر
اطلاعات وسيع ناصرخسرو وسيلهء ايجاد آثار متعددى از آن استاد به زبان فارسى شد . اين آثار متعدد منظوم و منثور غالبا در دست است . دربارهء آثار منثور او هنگام بحث دربارهء نثر سخن خواهيم گفت .
اما از آثار منظوم او نخست ديوان اوست كه بهترين طبع آن بتصحيح و اهتمام مرحوم حاج سيد نصر اللّه تقوى فراهم آمده و مجموعا 11047 بيت دارد ، و گويا اين
هامش
( 1 ) - سفرنامه ص 121