تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
كه بلكاتكين از غلامان امارت يافتهء سلجوقى در غرجستان خريده بود . انوشتكين بتدريج مراتب مهمى يافت و يكى از اركان دولت سلجوقى شد و عنوان طشت دارى كه از عناوين مهم دربارى بود بر وى مقرر شد و به همين سبب شحنگى خوارزم كه در عداد وظيفهء طشت‌خانه بود به دو محول گشت و پسرش قطب الدين محمد چنان كه گفتيم بعد از النجى بن قچقار حاكم خوارزم يعنى خوارزمشاه شد . محمد سى سال با فرمانبردارى از سلاجقه در خوارزم بماند و بعد ازو اتسز در سال 522 قايم‌مقام او شد . در اوايل امر ميان او و سنجر قواعد الفت مستحكم بود ليكن اندك‌اندك كار دوستى آن دو بنقار انجاميد چنان كه در سال 530 چون از بلخ بخوارزم رفت ديگر بدرگاه سنجر نيامد و ميان آن دو چند جنگ سخت واقع گرديد تا بعد از شكست سنجر از تركان ختا در سال 536 اتسز از ضعف او استفاده نمود و تا مرو پيش آمد و قتل و غارت بسيار كرد و بخوارزم باز گشت و در همين اوان بود كه رشيد وطواط قصيده‌يى بمطلع ذيل در اعلان حكومت اتسز سرود :
چون ملك اتسز بتخت ملك برآمد * دولت سلجوق و آل او بسر آمد
اگرچه سنجر انتقام اين حملات را از اتسز گرفت و چندى خوارزم را حصار داد ، ليكن نقار آن دو همچنان ادامه يافت تا آخر در سال 542 صلح‌گونه‌يى ميان آن دو برقرار شد و اتسز بعد از آن تاريخ بفتح بعضى از نواحى تركستان كه هنوز آيين اسلام نپذيرفته بودند پرداخت و علاوه بر آن قسمتهايى از سواحل سيحون را نيز متصرف شد و بعد از اسارت سنجر بدست غزان تا حدود نسا و خبوشان و استو پيش آمد و يكچند در شمال خراسان متوقف بود تا در سال 551 درگذشت . بعد از اتسز پسرش ايل ارسلان جاى او را گرفت . آغاز سلطنت ايل ارسلان مصادف بود با فوت سنجر و اغتشاش خراسان و جانشينى ركن الدين محمود بجاى خال خود سنجر و تاخت و تاز مؤيد آىابه در خراسان و انقلاباتى كه در خراسان و كرمان و سيستان بر اثر تغلب غزان رخ داده بود . ايل ارسلان از اين حوادث استفاده كرد و تا نيشابور پيش آمد و مؤيد آىابه را ببهانهء كور كردن ركن الدين محمود جانشين