سنجر بمحاصره گرفت تا عاقبت از راه صلح درآمد و باژ و ساو پذيرفت .
ايل ارسلان در سال 565 يا 567 درگذشت و پسرش سلطانشاه جاى او را گرفت ليكن پسر بزرگتر ايل ارسلان يعنى علاء الدين تكش به ملكهء قراختاى پناه برد و با تعهد خراج ساليانه از او كمك لشكرى گرفت و بخوارزم تاخت ( 568 ) و سلطانشاه و مادرش تركان خاتون به ملك مويد آىابه پناه بردند و او با لشكريان خود به يارى آنان شتافت و بر خوارزم حمله برد ليكن در سال 569 بدست تكش اسير و مقتول شد . تكش در تعقيب تركان خاتون دهستان را فتح كرد و سلطانشاه هم كه بطغانشاه پسر ملك مؤيد پناه برده بود ، بعد از چندى از خدمت او بنزد سلاطين غور شتافت و از آنجا نزد تركان ختا رفت و بمدد ايشان بر خوارزم تاخت ليكن كارى از پيش نبرد . پس بمدد دستهيى از تركان ختا بر سرخس كه در دست ملك دينار از امراى غزان بود حمله برد و آنانرا منهزم ساخت و خود بمرو رفت و آن را در تصرف آورد و بدين ترتيب دستگاهى فراهم كرد و ديرگاهى ميان او از يكطرف و برادرش از طرف ديگر در خراسان تاخت و تازها شد و هيچيك از دو جانب دست از دعوى سلطنت نمىكشيدند تا عاقبت در سال 585 صلحى ميان دو برادر اتفاق افتاد و قسمتى از خراسان به تصرف سلطانشاه درآمد و تكش در مرغزار رادكان طوس بر تخت سلطنت نشست و از اين پس ميان دو برادر گاه صلح و گاه كدورت برقرار بود تا سلطانشاه در سال 589 بدرود حيات گفت .
در سال 588 تكش بدعوت قتلغ اينانج پسر محمد ايلدگز به تصرف عراق و بيرون آوردن آن از چنگ طغرل سلجوقى همت گماشت و برى فرود آمد و بعد از چندى با طغرل صلح كرد و امير تمغاج را كه از بزرگترين امراى ترك بود با لشكرى در رى مستقر ساخت . طغرل بعد از معاودت تكش بر لشكر خوارزم زد و آن را غارت كرد و تكش از راه انتقام لشكرى برى كشيد و طغرل در معركه بر دست قتلغ اينانج بقتل رسيد ( 589 يا 590 ) . بعد از فتح رى سلطان تكش تا اسدآباد همدان پيش رفت و وزير الناصر لدين اللّه يعنى مؤيد الدين بن القصاب را كه با ده هزار تن از سواران كرد و عرب پيش
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣١