تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
ناصرخسرو را در تذكره‌ها گاه با شهرت علوى مذكور داشته‌اند « 1 » و اين شهرت مأخذ درستى ندارد و گويا ناشى از سرگذشت مجعولى است كه براى او نوشته و به او نسبت داده شده است . در آن سرگذشت نسب ناصرخسرو به پنج واسطه به امام على بن موسى الرضا ميرسد ، و يا شايد بسبب علاقهء او بآل على و اظهار اين علاقهء شديد در آثار خود چنين نسبتى براى او پيدا و مشهور شده باشد . بهرحال حتى دولتشاه « 2 » هم نسبت سيادت را بناصرخسرو بعنوان شهرت ضعيف ذكر مىكند ، و يا باحتمال اغلب ممكن است اين اشتباه دربارهء ناصر بن خسرو از آن باب حاصل شده باشد كه متأخران او را با اشخاص ديگرى از قبيل سيد محمد ناصر علوى شاعر قرن ششم اشتباه كرده باشند و اگر او چنين نسب شريفى داشت در اشعار خود اظهار نمىكرد كه « من شرف و فخر آل خويش و تبارم » . ولادت ناصرخسرو همچنانكه گفته‌ايم بسال 394 اتفاق افتاده است و شاعر خود در اشعار خويش به اين امر اشاره كرده و گفته است :
بگذشت ز هجرت پس سيصد نود و چار * بگذاشت مرا مادر بر مركز اغبر
و با اين وصف سنينى از قبيل سال 359 كه در دبستان المذاهب آمده و 358 كه در تاريخ گزيده ديده مىشود ، خالى از اعتبار است . ناصرخسرو كه بنابر اشارات خود از خاندان محتشمى بوده و ثروت و ضياع و عقارى در بلخ داشته از كودكى بكسب علوم و آداب اشتغال ورزيده و در جوانى در دربار سلاطين و امرا راه يافته و بمراتب عالى رسيده و حتى چنان كه در سفرنامه آورده است بارگاه ملوك عجم و سلاطين را چون سلطان محمود غزنوى و پسرش مسعود ديده « 3 » و بدين ترتيب از اوان جوانى يعنى پيش از بيست و هفت سالگى خود « 4 » در دستگاههاى دولتى راه جسته بود ، و تا چهل و سه سالگى كه هنگام سفر او بكعبه است ، بمراتب عالى
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 607 ( 2 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 37 ( 3 ) - سفرنامه ص 78 ( 4 ) - زيرا سلطان محمود در 421 درگذشت و در آن هنگام ناصرخسرو 27 سال داشت .