تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
كمال الملك ابو جعفر محمد بن احمد زوزنى رئيس ديوان طغرا و انشاء ملكشاه بوده « 1 » و در لباب الالباب همراه ساير اشعار آن شاعر نقل شده است و تمام آن چنين است :
يك چند باقبال تو اى شاه جهانگير * گرد ستم از چهرهء ايام ستردم طغراى نكوكارى و منشور سعادت * پيش ملك العرش بتوقيع تو بردم آمد چهل و شش ز قضا مدت عمرم * در خدمت درگاه تو صد سال شمردم بگذاشتم اين خدمت ديرينه به فرزند * وندر سفر از علت ده روزه بمردم رفتم من و فرزند من آمد خلف صدق * او را به خدا و به خداوند سپردم
و بعيد نيست كه برهانى اين قطعهء « سخت مشهور » را از اديب مختار نقل كرده و پسر خود را بوسيلهء آن ابيات بپادشاه سلجوقى سپرده باشد . اين ابيات از عبد الملك برهانى نقل شده است « 2 » :
اى مردم چشم از نظر ما مرو آخر * وى عمر گرامى ز بر ما مرو آخر اى جان عزيز از تن رنجور مشو دور * وى سايهء رحمت ز سر ما مرو آخر اى نقش خيال خط جان‌پرور جانان * از لوح سواد بصر ما مرو آخر
* * *
هر آن روزى كه باشم در خرابات * همى نازم چو موسى در مناجات هر آن روزى كه در مستى گذارم * مبارك باشدم ايام و ساعات مرا بىخويشتن بهتر كه باشم * نه قرآنى نمايم من نه طاعات چو از بند خرد آزاد گردم * بر آسايم ز تهديد عبادات مرا موسى بفرمايد بتوراة * چو كردم حق فرعونى مراعات مرا گويى لباسات تو تا كى * خراباتى چه داند جز لباسات گهى اندر سجودم پيش معشوق * گهى پيش مغنى در تحيّات
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمقدمهء ديوان معزى بقلم مرحوم عباس اقبال استاد دانشگاه ص د - و ( 2 ) - رجوع شود به مقدمه ديوان معزى صفحهء ج - د