تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
دولتشاه مدعى است كه قطران منظومه‌يى موسوم به « قوسنامه » بنام امير محمد قماج نظم كرده است . همچنانكه پيش ازين گفته‌ايم اين منظومه ظاهرا از شاعرى بنام قطران ترمذى بود كه از احوال او اطلاعى در دست نداريم و گويا استاد چند تن از شاعران اواخر قرن ششم بوده است . وى قوسنامه را بنام محمد بن ابو بكر بن قماج حاكم سنجر در بلخ سروده بود و ميان اين مرد با قطران تبريزى نزديك يك قرن فاصله بود . وفات قطران را هدايت بسال 465 نوشته است ولى از ديوان او شواهدى بدست ميآيد كه حيات او را بعد ازين سال هم معلوم ميدارد . از سلاطين معاصر و ممدوح قطران نخست امير ابو الحسن على لشكرى حاكم گنجه بود كه قطران در اوايل حال خود در گنجه به خدمت او راه جست و مدتى در آنجا بماند - ديگر امير ابو منصور و هسودان بن محمد كه در حدود اواسط سالهاى 410 و 450 فرمانرواى تبريز بوده است و قطران در بازگشت از گنجه بنزد او رفت و در خدمت او و پسرش ابو نصر محمد بن و هسودان معروف به مملان كه در سال 450 از جانب طغرل بيك فرمانرواى آذربايجان شده بود ، درآمد . - ديگر فضلون بن ابى السوار حكمران گنجه كه بسال 456 بسلطنت نشست و در 484 در بغداد درگذشت - ديگر ابو دلف پادشاه نخجوان ممدوح اسدى طوسى . « 1 » قطران شاعرى توانا و نيكوسخن است . تمايل وى بصنايع از قصائد او آشكار است و با وجود تصنع در اشعار جانب لطافت و روانى كلام را همواره رعايت كرده است و كمتر قصيدهء اوست كه از معانى جميل و مضامين دلپذير خالى باشد خاصه غزلهاى او كه بروانى و دل‌انگيزى ممتاز است . يكى از وجوه اهميت او آنست كه نخستين كسى است كه در آذربايجان بپارسى درى آغاز سخنورى كرده و مقتداى شاعران آذربايجان گرديده است .
هامش
( 1 ) - دربارهء قطران علاوه بر مآخذى كه ذكر شد رجوع شود به : 1 - مرحوم سيد احمد كسروى مجلهء ارمغان سال دوازدهم ؛ سخن و سخنوران ج 2 ص 130 - 143 ، دانشمندان آذربايجان مرحوم محمد على تربيت چاپ تهران 1314 ص 307 - 309 ؛ مقدمهء ديوان قطران چاپ تبريز سال 1333 بقلم آقاى محمد نخجوانى .