كرشاسپنامهء اسدى مسلما يكى از آثار برگزيدهء حماسهء ملى ايران و از جملهء منظومهاى مشهور و معتبر زبان فارسى است . دقت اسدى در نقل مطالب از نثر بنظم و حفظ اصالت داستان همچنانكه گفتهايم باعث سنديت اثر او در نزد مورخى مانند صاحب مجمل التواريخ شد كه بنابر تصريح خود غالب مآخذ مربوط بداستانهاى ملى را بنظم و نثر در اختيار داشته است .
علاوه برين اسدى در نقل داستان از نثر بنظم همهجا مهارت و قدرت خود را در شاعرى نشان داده و از ايراد حكم و امثال و بيان مواعظ و نصايح غافل نمانده است .
قدرت او در وصف و در يكدست كردن كلمات و آوردن تركيبات منسجم و استوار و به كار بردن تشبيهات بسيار دقيق و ظريف از همه جاى كرشاسپنامه آشكار است . تبحر اسدى در لغت باعث شد كه مقدار كثيرى از لغات مهجورهء درى را در اشعار خود بگنجاند و اين امر در دورهيى كه زبان درى جاى خود را بلهجههاى ادبى جديد فارسى در عراق و آذربايجان ميداد بسيار قابل توجه و مهم است . اگرچه اسدى بر اثر علاقهء شديد خود بداشتن ابيات برگزيدهء منتخبى در برابر شاهنامهء استاد طوس گاه دچار تصنع و تكلف شده ، ليكن توفيق عظيمى كه درآوردن معانى و تشبيهات و تركيبات بديع و عالى براى او حاصل شده مايهء مكتوم ماندن عيب مذكور در بعضى از ابيات گرديده است . اسدى در وصف ميدانهاى رزم و مناظر طبيعت و مجالس و افراد داستان خود همهجا بفردوسى نزديك مىشود و اينهمه محاسن باعث شده است كه كرشاسپنامهء او در ميان منظومهاى حماسى تالى شاهنامه شمرده شود و حتى بعضى راه مبالغه گيرند و او را برتر از فردوسى و بمنزلهء استاد او بدانند ( چنان كه قبلا گفتهايم ) . مرحوم هدايت درين باره چنين آورده است « 1 » : « مير محمد تقى كاشانى صاحب تذكرهء خلاصة الاشعار و زبدة الافكار نوشته كه جماعتى كرشاسپنامهء حكيم اسدى را بر شاهنامهء حكيم فردوسى رجحان دادهاند و بعضى بخلاف ، تواند بود كه اسدى فى حدّ ذاته در مراتب شاعرى بليغتر از فردوسى باشد ولى رويّت و انسجام بيان فردوسى در طى حكايات بهتر نمايد » و پيداست كه ترجيح دادن
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 107