زابلستان و زادان توروشيدسپ و طورگ و شم و اثرط و كرشاسپ است كه بدين بيت :
چو نزديك شد نزد جمشيد شاه * يكى نامه بنوشت بيور بگاه
آغاز شده و بدين دو بيت ختم مىشود :
چه از نوجوان و چه مرد كهن * ز كرشاسپ بودى سراسر سخن
بايرانزمين و بتوران زمين * همى بود نام گو بآفرين
در اين داستان مفصل قسمتى از كرشاسپنامه عينا از بيت ذيل :
چو بنشست بيور بشاهنشهى * فرستاد بر شهريار آگهى
تا اين بيت :
بزرگان اين تخمه كز جم بدند * سراسر نياكان رستم بدند
نقل شده است .
گذشته ازين برخى از قطعات كرشاسپنامه ( علاوه بر پارهيى مفردات ابيات ) در بعضى از نسخ شاهنامه وارد شده است . ژولمول در مقدمهء خود بر شاهنامه چنين گفته است : « من نسخهيى از شاهنامه دارم كه سه هزار بيت از كرشاسپنامه در يكجاى آن نقل شده است و در نسخهء ديگر 1200 بيت از اين كتاب و در نسخهيى ثالث قسمت بزرگى از كرشاسپنامه در موارد مختلف از دفتر اول شاهنامه پراگنده است » « 1 »
مأخذ كار اسدى در نظم كرشاسپنامه بىترديد كرشاسپنامهء ابو المؤيد بلخى بوده است كه خود دفترى از شاهنامهء بزرگ او شمرده ميشد و كتابى خاص بود و بنام كتاب كرشاسپ يا اخبار كرشاسپ شهرت داشت و صاحب تاريخ سيستان آن كتاب را مى - شناخته و از آن استفاده كرده است « 2 » ولى بعد از آنكه اسدى بنظم كتاب كرشاسپ توفيق يافت نظم او جاى نثر ابو المؤيد را دربارهء داستان آن پهلوان گرفت به نحوى كه صاحب مجمل التواريخ آن را از منابع كار قرار داده و معرفى كرده است « 3 » .
هامش
( 1 ) - مقدمهء ژولمول بر ج 1 شاهنامه ص 58
( 2 ) - تاريخ سيستان ص 1 ، 5 ، 7 ، 35 ، 36 و نيز رجوع شود به حماسهسرايى در ايران تأليف نگارندهء اين كتاب چاپ دوم ص 96 - 97
( 3 ) - مجمل التواريخ و القصص ص 2 و 3