تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
همراهست . البته تازگى و طراوت كرشاسپنامه ذاتا نيز چندان زياد نبوده و على الخصوص آميختن آن با افسانهاى نامطبوعى مانند شگفتيهاى جزاير مختلف از لطف و رونق حماسى آن تا درجه‌يى كاسته است . اسدى خواسته است خشكى اين داستان را با افزودن بعضى بحث‌ها مانند بحث در ستايش خداوند و چگونگى دين و نكوهش جهان و صفت آسمان و صفت طبايع چهارگانه و ستايش انسان و وصف جان و تن و نكوهش مذهب دهريان و بحث در مذهب فلاسفه و وصفهايى در باب شب و روز و امثال اينها ، تا درجه‌يى از ميان ببرد و بدان طراوت و لطفى بخشد اما اين كار نيز چيزى بر لطف منظومه نيفزوده است . اگر شگفتيهاى اين داستان را به حساب نياوريم كرشاسپنامه اثر حماسى كاملى است . ژول‌مول در مقدمهء معروف خود بر ترجمهء شاهنامهء فردوسى در باب اين منظومه چنين گفته است : « اين منظومه كاملا حماسى و داراى خصائص منظومه‌هاى پهلوانيست . منابع آن نيز با منابعى كه فردوسى از آنها استفاده كرده همسان است و تنها درين اثر عده‌يى از حكايات غريب راه يافته و آن عبارتست از عجائبى كه كرشاسپ در جزاير اقيانوس هند ديده بود و ظاهرا اين افسانها و عجايب بوسيلهء بحرپيمايان خليج فارس در داستانهاى ايرانى نفوذ كرد و وقتى اين قسمت‌ها از كرشاسپنامه را بخوانيم چنانست كه سندبادنامه را ملاحظه كرده باشيم » « 1 » . اسدى خود در باب سبب نظم كرشاسپنامه و چگونگى آن و استفاده از يك متن منثور و افزودن بحثهايى از خود بر اصل داستان ، سخنانى در كرشاسپنامه دارد كه آنها را از جاىجاى كرشاسپنامه گرد آورده‌ايم و اينجا نقل مىكنيم :
مِهى بُد سرِ داد و بنياد دين * گرانمايه دستور شاه زمين محمد مه جود و چرخ هنر * سماعيل حقى مر او را پدر ببكماز « 2 » يك روز نزديك خويش * مرا هر دو مهتر نشاندند پيش بسى ياد نام نكو رانده شد * بسى دفتر باستان خوانده شد
هامش
( 1 ) - مقدمهء ژول مول بر شاهنامه ج 1 ص 58 ( 2 ) - بكماز : شراب