تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
آغاز كار شاعرى و كيفيت ورود لامعى بدستگاه سلجوقيان هم بدرستى معلوم نيست . در اشعار او اسمى از ابو الفتح رازى اولين وزير طغرل نيامده است و عميد الملك را هم نبايد از آغاز كار آن وزير ستوده باشد . بعد از عزل و قتل عميد الملك لامعى نظام الملك را در عهد الب‌ارسلان مدح گفت . در اشعار او اثرى از وقايع بعد از عهد الب‌ارسلان ( 455 - 465 ) ديده نميشود . بنابراين بايد بعد از آن پادشاه نزيسته باشد . با اينحال هدايت وفات او را در عهد سنجر دانسته است و اگر اين قول را بپذيريم بايد براى لامعى عمر بسيار طولانى در حدود يكصد و بيست سال تصور كنيم . اشارهء تذكره‌نويسان باينكه لامعى شاگردى حجة الاسلام غزالى را كرده است نيز باطل است چه او هنگام ولادت حجة الاسلام ( 450 ) سى و نه ساله بود . بقيهء سخنان آنان از قبيل زندگى شاعر در بخارا و سمرقند و مشاعره داشتن با شاعران اوائل و اواسط قرن ششم هم مغشوش و درهم و غيرقابل توجه است « 1 » . لامعى شاعرى نيرومند و نيكوبيان است و به حكم زمان خود تابع همان سبك و روش شاعران دورهء اول غزنويست و گاه بعضى از قصائد آنان را جواب گفته است . قدرتش در وصف و تنوع در مضامين و معانى براى موصوف معين بسيار است . تشبيهات گوناگون و اوصاف رائع او از شب و بيابان و اسب و رسوم و طلل و مظاهر مختلف طبيعت خواننده را به ياد منوچهرى و مهارت و قدرت آن استاد مىافگند و در بعضى از قصائد او درست مانند آنست كه دقت خيال و وسعت اطلاع آن شاعر بزرگ تجديد شده و با قوت بيشتر آشكار گرديده است . جرأت او در استعمال لغات مهجور عربى بحدّ وفور از منوچهرى كمتر نيست و در بعضى از قصائد ازو هم بيشتر است و حتى او كار استفاده از زبان عربى را از استعمال مفردات كثير بآوردن عبارات متعدد در ميان سخنان خود كشانيده است . در عين حال بايد متوجه بود كه آثار او از زيور ابتكار عارى نيست
هامش
( 1 ) - دانشمند محترم آقاى سعيد نفيسى شرح حال مفصلى دربارهء لامعى نوشته و در مقدمهء ديوان آن شاعر بدان اشاره كرده است ليكن من سعادت زيارت آن را هنوز نيافته‌ام .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 388 | ذبيح الله صفا