2
زار جم دى وداى مو ادخورد * مف رجاني دو دستى و خدا درد
ناكهان بامدند باز ودارى * نارجش كشت وموران زارج ادخورد
دال جالوند كوهان كرد پرواز * بازش بكشت وخونش پاك واخورد
بمد نچيروان در دين ود آئين * بوكدش تير وذال اژكار به درد
2
بشه نچيروان دستت وچادست * چخ منّت بد كره اژ كار به درد
بنامى نشه أينى كه من كرد * به من هر آن كرند هر ود كه من كرد
3
يا كم دردى هنى در به نبد يار * يا كم خورديد كهان پنانبد يار
من اژ آن رو بدامان ته زد دست * ده كردونت پرو پائى نبد يار
4
يا كه اژ مهر تم دم مى زد أي يار * خويش وبيكانكان سنكم زد اي يار
جرمم أينه كه أژ ته دوست دارم * نه خونم كردو نم راهى زد اي يار
5
من آن پيرم كه خوانندم قلندر * نه خانم بى نه مانم بى نه لنكر
رو همّه رو ورايم كرد كيتى * شق درايهء و او سنكى نهم سر
6
يا ازين بند در از ناوه كتيم * خونم اد خورد و در خوناوه كتيم
يا درين شومه كيتى ام نياپا * اژ خوبى باره در وزلاوه كتيم
7
پنج روزى هنى خرّم كهان بى * زمين خندان برمّان آسمان بي
پنج روئى هنى ها زيد وسامان * نه جينان نام و نه ژ آنان نشان بي
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٨٥