تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
2 زار جم دى وداى مو ادخورد * مف رجاني دو دستى و خدا درد ناكهان بامدند باز ودارى * نارجش كشت وموران زارج ادخورد دال جالوند كوهان كرد پرواز * بازش بكشت وخونش پاك واخورد بمد نچيروان در دين ود آئين * بوكدش تير وذال اژكار به درد 2 بشه نچيروان دستت وچادست * چخ منّت بد كره اژ كار به درد بنامى نشه أينى كه من كرد * به من هر آن كرند هر ود كه من كرد 3 يا كم دردى هنى در به نبد يار * يا كم خورديد كهان پنانبد يار من اژ آن رو بدامان ته زد دست * ده كردونت پرو پائى نبد يار 4 يا كه اژ مهر تم دم مى زد أي يار * خويش وبيكانكان سنكم زد اي يار جرمم أينه كه أژ ته دوست دارم * نه خونم كردو نم راهى زد اي يار 5 من آن پيرم كه خوانندم قلندر * نه خانم بى نه مانم بى نه لنكر رو همّه رو ورايم كرد كيتى * شق درايهء و او سنكى نهم سر 6 يا ازين بند در از ناوه كتيم * خونم اد خورد و در خوناوه كتيم يا درين شومه كيتى ام نياپا * اژ خوبى باره در وزلاوه كتيم 7 پنج روزى هنى خرّم كهان بى * زمين خندان برمّان آسمان بي پنج روئى هنى ها زيد وسامان * نه جينان نام و نه ژ آنان نشان بي