ايلدگز و فرزندان او عراق و آذربايجان را باسم اتابكى سلاطين سلجوقى عراق در دست گرفته و بعد از انقراض سلسلهء سلجوقى هم باقى ماندند .
بعد از آنكه خوارزمشاهان به شرحى كه خواهد آمد ، قدرتى كسب كردند طمع در ولايات ايران بستند و بتدريج بر خراسان و كرمان استيلا يافتند و چون نوبت بعراق رسيد با طغرل بن ارسلان كه تازه سلطنت از دست رفته را بازگرفته بود ، جنگيدند و در سال 589 يا 590 ابو بكر قتلغ اينانج پسر محمد جهانپهلوان كه با خوارزمشاه همدست شده بود ، آن پادشاه را نزديك رى بقتل آورد و دستگاه سلاجقه برچيده شد .
سلاجقهء عراق بپرورش شعرا و تربيت آنان شهرت دارند و شاعران و نويسندگان بزرگى در خدمت آن سلسله بسر برده و آثارى بنام ايشان باقى گذاشتهاند مانند امير عمادى و سيد اشرف و مجير الدين بيلقانى و احمد بن منوچهر شست كله و اثير الدين اخسيكتى و ظهير الدين فاريابى و ابو المعالى رازى و قوامى رازى .
از ميان پادشاهان سلجوقى عراق برخى خود نيز بفنون ادب آشنا بودند و از ميان آنان مهمتر از همه سلطان طغرل بن ارسلان ( 573 - 590 ) است كه علاوه بر شجاعت و دلاورى كه داشت به كار شعر نيز رغبت مينمود و « در بزم بر فضلا نكتها بگرفتى و بر شعرا بر سخن بيفزودى و شعرهاء او در زبان عوام مشهور و مذكورتر از آنست كه با شرح حاجت افتد و دوبيتىهاء خوش افتادى ، يكى اينست :
آنكس كه جهان به پشت پايى مىزد * دوش آمده بد در گدايى مىزد
از وقت نماز شام تا گاه سحر * صد نعره براى ناشتايى مىزد
و اين دوبيتى ديگر در تاريخ سنهء خمس و ثمانين و خمس ماية بنوشت و بدست مبارك خود بزر حل تكحيل و باتابك شهيد و پادشاه كريم مظفر الدنيا و الدين قزلارسلان فرستاد بكوشك نو بدر همدان ، او بشكرانه خلعتى خوب بكمال مزدقانى ( از شعرا و ندماء طغرل ) داد :
شاهان جهان و خسروان بندهء من * در مشرق و مغرب همگان بندهء من
با اينهمه ملك و پادشاهى كه مراست * من بندهء تو همه جهان بندهء من » « 1 »
هامش
( 1 ) - راحة الصدور ص 333 - 334