تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
با سپاهيانى كه از خراسان بمدد او رسيده بودند در سال 488 نزديك رى عمّ خود را منهزم كرد و تتش در اين معركه بقتل رسيد . تتش هنگام توقف در آذربايجان پسر خود ملك رضوان را بجاى خود حكومت شام و حلب و عراق داده بود و او كه بفرمان پدر به قصد عراق عزيمت كرده بود چون از خبر قتل وى آگهى يافت بحلب رفت و بدين ترتيب حكومتى كه بدست تتش از تركمانان در شام ايجاد شده بود در خاندانش باقى ماند ليكن اين حكومت ديرى نپاييد و بدست اتابكان بورى و امراى ارتقى در سال 511 از ميان رفت « 1 » .

سلاجقهء عراق

همچنانكه گفتيم در مدت سلطنت محمود و بركيارق و محمد فرزندان ملكشاه ، برادر آنان سنجر حكومت خراسان داشت . بعد از وفات محمد در سال 511 محمود بن محمد بجاى پدر بسلطنت نشست ليكن سنجر بن ملكشاه كه خود را وارث برادر ميدانست بعراق آمد و با برادرزاده بر در اصفهان مصاف داد و او را بشكست ولى او را بخشيد و سلطنت عراق داد و « مهملك خاتون » دختر خود را بحبالهء نكاح او درآورد و بدين ترتيب اعقاب محمد بن ملكشاه باختصاص سلطنت عراق يافتند و سلسلهء سلاجقهء عراق و كردستان و آذربايجان از اين طريق پديد آمد كه از 511 تا سال 590 باقى بود . از اين سلسله بعد از سلطان محمود بن محمد ( 511 - 525 ) سلطان داود بن محمود ( 525 - 526 ) و سلطان طغرل بن محمد ( 526 - 529 ) و سلطان مسعود بن محمد ( 529 - 547 ) و ملكشاه بن محمود ( 547 - 548 ) و محمد بن محمود ( 548 - 554 ) و سليمان بن محمد ( 554 - 556 ) و ارسلان بن طغرل ( 556 - 573 ) و طغرل بن ارسلان ( 573 - 590 ) سلطنت كردند . سلاجقهء عراق بر اثر آنكه غالبا در كودكى بسلطنت رسيده و در عنفوان شباب بدرود حيات گفته‌اند اسير دست امرا و حجاب و اتابكان خود بوده‌اند خاصه كه اين اتابكان منصب خود را به ارث ميبردند و سلطنت خاصى در سلطنت حمايت‌شدگان خود كه سلطنت حقيقى همان بود ، تشكيل ميدادند چنان كه از سال 531 ببعد شمس الدين
هامش
( 1 ) - رجوع شود به ابن الاثير حوادث 471 ، 486 ، 487 ، 488 و مسامرة الاخبار ص 20 - 21
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 24 | ذبيح الله صفا