تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
براى علما و دانشمندان ايرانى كه از جلو حملهء تاتار مىگريختند ، قرار داد . علاوه برين به شرحى كه خواهد آمد ، سلاجقهء روم وسيلهء بزرگى براى نشر زبان و ادب فارسى در متصرفات خود گرديدند و ازين بابت در تاريخ ايران صاحب شأن و مقامى بزرگند « 1 » .

سلاجقهء شام

اين دسته اعقاب تاج الدولة تتش بن الب‌ارسلان هستند كه از سال 470 بفرمان ملكشاه حكومت دمشق و توابع آن يافت و قرار بر آن نهادند كه هرچه از آن نواحى بگشايد از آن او باشد . تتش با عدهء كثيرى بر آن نواحى كه دچار تاخت‌وتاز مسيحيان شده بود ، تاخت و در سال 471 بر دمشق غلبه يافت . در سال 485 بعد از وفات ملكشاه تتش به خيال سلطنت و جانشينى برادر افتاد و شروع بجمع‌آورى لشكر كرد و از دمشق بحلب تاخت و قسيم الدوله آقسنقر حاكم آن شهر ناگزير با او از در اطاعت درآمد . سپس حكام انطاكيه و رها و حران اظهار فرمانبردارى كردند و تتش عنوان سلطنت براى خود اختيار كرد و نصيبين را به زور گشود و بسيارى از اهالى آن را بقتل آورد و اموال آن را بتاراج داد و اعمال قبيحى در آن شهر مرتكب شد و از آنجا قصد موصل و ديار بكر و ميافارقين و آذربايجان كرد . چون خبر خروج تتش بركن الدين بركيارق كه در اين هنگام مالك قسمتى از ممالك سلجوقى بود ، رسيد ، بمقابلهء عمّ شتافت و چون دسته‌يى از ياران تتش از دور او پراگندند ناگزير بشام برگشت و باز بتجهيز قوا اشتغال ورزيد و در سال 487 به قصد ايران لشكر كشيد و تا آذربايجان و همدان همهء بلاد سر راه را تصرف كرد . بركيارق درين اوان در نصيبين بود و چون اين اخبار را استماع كرد بمقابلهء عم آمد ليكن شكست يافت و باصفهان گريخت تا از برادر خود محمود مدد گيرد . اتفاق را در همين اوقات محمود به مرض آبله درگذشت و بركيارق خود نيز بدين مرض دچار شد و پس از بهبود
هامش
( 1 ) - براى كسب اطلاع بيشتر از احوال سلاجقهء آسياى صغير رجوع كنيد به : مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار تأليف محمود بن محمد مشهور به كريم آقسرايى چاپ آنقره 1943 - مختصر سلجوقنامهء ابن بىبى چاپHoutsmaليدن 1902 - تاريخ آل سلجوق در آناطولى چاپ استانبول 1952 - طبقات سلاطين اسلام ص 137 - 138
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 23 | ذبيح الله صفا