نبودست چون من گه نظم و نثر * بزرگ آيت و خردهدان عنصرى
بنظم چو پروين و نثر چو نعش * نبود آفتاب جهان عنصرى
اديب و دبير و مفسر نبود * نه سحبان يعرب زبان عنصرى . . .
شاعران پارسىگوى
شمارهء شاعران پارسىگوى اين عهد بسيار بود و در بيشتر طبقات از علما و فقها و متصوفه و ادبا و وزراء و رجال و حتى سلاطين نيز يافته ميشدند و ما از آن ميان بذكر عدهيى كه اين كتاب گنجايش دارد مبادرت مىكنيم :
1 - فخر الدين گرگانى « * »
فخر الدين اسعد الجرجانى « 1 » از داستانسرايان بزرگ ايرانست .
كاملترين صورتى كه از نام او داريم همانست كه در لباب الالباب ثبت شده است . عوفى ميگويد « . . . كمال فضل و جمال هنر و غايت ذكا و ذوق شعرا و در تأليف كتاب ويس و رامين ظاهر و مكشوف شده است . . . » مجموع اطلاعى كه از لباب الالباب بدست ميآيد همينست كه آوردهايم . ديگر تذكرهنويسان اگرچه اطلاع بيشترى از حال او دادهاند ليكن همهء آنها غلط و مقرون بخطاست .
مثلا راجع بويس و رامين او دولتشاه سمرقندى يك بار در شرح حال نظامى عروضى آن را بوى نسبت داده « 2 » و يك بار ديگر در شرح حال نظامى گنجهيى آن را از گويندهء پنج گنج دانسته است « 3 » و لطفعلى بيك آذر نيز در ذكر حال او گفته است « 4 » كه از فصحاى ديار جرجان و اين دو شعر ازو يادگارست :
نگارا تو گل سرخى و من زرد * تو از شادى شكفتى و من از درد
مرا مادر دعا كردست گويى * كه از تو دور بادا آنچه جويى
هامش
( * ) دربارهء ويس و رامين و فخر الدين اسعد چندين تحقيق ممتع صورت گرفته است مانند آنچه آقاى بديع الزمان فروزانفر درج 2 از سخن و سخنوران نوشتهاند و مقالهء مبسوط آقاى مجتبى مينوى در شمارهء اول از دورهء ششم مجلهء سخن ؛ و مقالهء آقاى پرفسور مينورسكى درBulletin of the School of Oriental and African Studies . University of London , 1947 , XI , 4 ; 1947 , XII , 1 and 1948 , XVI , 1كه آقاى مصطفى مقربى آن را در دفتر 1 و 2 از جلد 4 فرهنگ ايرانزمين ترجمه و طبع كردهاند .
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 240
( 2 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 34
( 3 ) - ايضا ص 82
( 4 ) - آتشكده چاپ بمبئى ص 155