عبد الرزاق نيز هريك غزلهاى خوب لطيف بسيار دارند كه غالبا چاشنى عرفان نيز در آنها محسوس است .
نكتهء قابل توجه ديگر در غزل آنست كه متصوفه از اوايل قرن پنجم ببعد آن را وسيلهء سرگرمى سالكان و تهذيب نفس آنان در خانقاهها و يا تشحيذ خاطر شنوندگان در مجالس خود قرار داده بودند و به همين سبب تدريجا عدهيى از صوفيه بساختن غزل - هايى بر مشرب خويش توجه كردند و از مهمترين كسانى كه توانست اولين بار در اين راه موفقيت شايان حاصل كند سنايى است و اينكه برخى از مؤلفان خواستهاند رابعه را قديمترين شاعر صوفىمشرب ايران معرفى كنند باطل و نتيجهء خلط سرگذشت او با يكى از زنان زهدپيشه به همين نام است و بهرحال اشعار رابعه بنت كعب كه متضمن عواطف تند عاشقانه است اصلا مقرون بمبانى تصوف نيست ولى مستبعد نيست كه از آن براى تحريك ذوق و تيز گردانيدن آتش شوق سالكان استفاده شده باشد چنان كه گويا اين استفاده از قديم صورت ميگرفته است .
بعد از سنايى پرداختن بغزلهاى عرفانى بسيار متداول شد و كسى كه در اوايل قرن هفتم غزلهاى عرفانى را به حد كمال رسانيد و مقرون با نهايت لطف و زيبايى و شيوايى كرد عطار نيشابوريست كه از مجموعهء غزلهاى وى ديوانى بزرگ پديد ميآيد .
اين نكته را هم بايد متذكر بود كه براى بيان افكار غنايى در اين عهد از انواع ديگر شعر مانند مثنوى ( مثنويهاى عاشقانه ) و رباعى و دوبيتى استفاده ميشد . رباعيهاى عاشقانه كه در اين عهد ساخته شده بسيار است و غالب آنها در نهايت لطف و دلانگيزى و هريك متضمن مضمونى از مضامين دلفريب است و ما هنگام ذكر احوال شاعران اين دوره بنقل بسيارى از آنها مبادرت خواهيم جست .
از مسائلى كه در شعر اين دوره بايد مورد توجه باشد موضوع داستانسرايى است . داستانسرايى از موضوعاتى است كه از آغاز شعر فارسى درى مورد توجه بود .
اين توجه در حقيقت دنبالهء كار ايرانيان پيش از اسلام است كه به نوشتن و سرودن داستانها توجه داشتند . در دورهء اسلامى اين گونه داستانها ، اعم از آنها كه روايات
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٥٩