آبدار پارسى را رودكى سرود و اين نوع از شعر او چندان مطبوع بود كه حتى استاد سخن عنصرى هم خود راز آوردن نظاير آنها عاجز ميدانست و ميگفت :
غزل رودكىوار نيكو بود * غزلهاى من رودكىوار نيست
اگرچه بپيچم بباريك و هم * بدين پرده اندر مرا بار نيست
شاعر معاصر رودكى يعنى شهيد نيز داراى غزلهاى لطيف است و چنان كه در ذكر شاعران قرن چهارم و نيمهء اول قرن پنجم ديدهايم كمتر شاعرى از آن دوره ميشناسيم كه داراى غزلهاى سادهء شيوا به زبان درى نباشد خاصه در نيمهء اول قرن پنجم كه غزل و تغزل در شعر فرخى كمال بسيار يافت و اين شاعر معانى غنايى را در غزل و تغزل بيكسان ميآورد و اين نكته قابل ذكر است كه قصيدهسرايان ايران تا اواخر قرن ششم غزل و تغزل را بيكسان مورد استفاده قرار ميدادند با اين تفاوت كه در تغزل معانى ابيات به حكم روش قصائد باز بستهء به يكديگر است ليكن در غزل اين ارتباط شرط لازم نيست .
در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم در ديوانهاى شاعرانى از قبيل سنايى و معزّى بغزلهاى فراوان بازميخوريم و اين نكته مىرساند كه غزل بتدريج بعنوان نوع خاصى از شعر تلقى ميشد به نحوى كه شاعران استاد شروع باختصاص قسمت مهمى از ديوان خود به آن كردند .
توجه بغزلسرايى در نيمهء دوم قرن ششم و اوايل قرن هفتم يعنى قسمت اخير از دورهء مورد مطالعهء ما شيوع بيشترى يافت چنان كه هم شمارهء غزلهاى شاعران بيشتر شد و هم دستهيى از آنان بغزل بيش از قصيده متمايل گرديدند و كمتر كسى از شاعران بزرگ اواخر قرن ششم مىيابيم كه در پيشرفت غزل سهمى نداشته باشد خاصه در شاعران اواخر قرن ششم مانند انورى و سمايى مروزى و امثال آنان كه هريك غزل هاى متعدد شيوا دارند . آخرين كسى كه غزل را با مهارت بسيار سروده ظهير فاريابى است كه قوت خيال و لطف كلام و روانى سخن او در غزل قابل توجه است و البته شاعران ديگرى از اواخر همين دوره مانند خاقانى ، نظامى ، جمال الدين محمد بن