تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
و مختارى غزنوى همين شاعر استاد را در قصيده‌يى كه در مدح سلطان مسعود غزنوى ساخته بود ، بدين نحو ستايش كرد :
سنايى را صلتها بخش تا او اين‌چنين مدحى * بپردازد كه همتا نيست اندر شعر ز اقرانش
و امام على بن هيثم هروى ازو بدينگونه سخن گفت :
سنايى ثناى خرد را سزاست * جمالش جهان را كمال و بهاست
و در ديوان سنايى هم ابيات بسيار در ستايش شاعران معاصر ديده مىشود و هجوهايى هم كه بعضى از شاعران مخالف عهد خويش را كرده در ديوان او كم نيست . بهرحال روابط خوب و بد و مدحها و ستايشها و هجوها و بدگوييها در اين زمان ميان شاعران چه در حضور و چه در غياب و چه با مكاتبه و چه با مشاعره بسيار بود .

موضوعات شعر

در دورهء مورد مطالعه ما شعرا نه تنها بتنوع در سبك علاقه داشتند بلكه تنوع در مطالب و موضوعات شعر هم مورد توجه آنان بوده است . شايد يكى از علل عمدهء اين امر آن باشد كه تا اواخر اين دوره عده‌يى از گويندگان بزرگ فارسىزبان هريك در مطلبى از مطالب شعر شهرت يافته و استاد مسلّم شناخته شده بودند و مثلا فردوسى در حماسه و عنصرى و فرخى در مدح و سنائى در وعظ و حكمت و عرفان مثل گرديده بودند و شاعرى كه ميخواست بعد ازين استادان كسب شهرت كند ناگزير بود در هريك از مطالب دنبال كار آن استادان را بگيرد و مانند آنان اظهار مهارت در چند فن از فنون كند تا او را نيز باستادى بشناسند و حال آنكه فصحاى قديم تنها باختصاص در يك موضوع اظهار علاقه ميكردند و همين امر وسيلهء كمال آنان در آن راه ميشد . از موضوعات شعر اين دوره مدح و هجو و داستان و قصص و مسائل عرفانى و حكمى و عشقى بوده است . مدح چنان كه ميدانيم از آغاز ادب فارسى در شعر معمول بود و شايد قديمترين مطلبى كه در شعر فارسى درى مورد توجه قرار گرفت همين موضوع باشد . علت امر آنست كه شعر فارسى درى بدربارها اختصاص داشت و شاعران از دستگاههاى دولتى