تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
الفاظ و سرقات و تراجم و انواع اين علوم بخواند بر استادى كه آن داند تا نام استادى را سزاوار شود و اسم او در صحيفهء روزگار پديد آيد . . . » « 1 » . موضوع امتحان شعرا در اين دوره هم از مسائل قابل توجه است . معمولا كسى كه بتازگى دعوى شعر ميكرد و ميخواست در ميان استادان سخن راه جويد ، بانواع و انحاء طرق مورد آزمايش قرار مىگرفت . غالبا براى آزمايش طبع او موضوعى را مطرح ميكردند تا او بر ارتجال در آن‌باره چند بيتى بسازد و به همين سبب بديهه‌گويى از لوازم شاعرى شمرده ميشد و كسى كه در اين معنى راجل بود به كار نمىآمد و ميگفتند « در خدمت پادشاه هيچ بهتر از بديهه گفتن نيست كه ببديهه گفتن طبع پادشاه خرم شود و مجلسها برافروزد و شاعر به مقصود رسد » « 2 » . نخستين آزمايش امير معزّى در شعر بديهه‌يى بود كه ميبايست در صفت ماه نو رمضان كه ملكشاه ديده بود ، بگويد « 3 » و باز دربارهء تشريف سلطان كه يكى از اسبهاى خاصّ وى بوده است ، ازو بديهه‌يى خواستند « 4 » و ازرقى ببديهه‌يى كه در مجلس نرد طغانشاه بن الب‌ارسلان گفت ، جان خود و همكاران خويش را از شمشير آن شاهزاده رهانيد « 5 » و سيد الشعرا رشيدى سمرقندى بامر خضر خان در مجلس سلطان بديهه‌يى در جواب اعتراض عمعق بر اشعار خويش سرود « 6 » ، و امثال اين موارد كه بسيارست و فرصت شمارش همه نيست . موضوع ديگر آنكه شاعران ميبايست از عهدهء التزامهاى دشوارى كه براى هر بيت با هر مصراع از هر قصيده معلوم ميشده است برآيند ، يا آنكه رديفهاى سخت انتخاب كنند . از امثال اينهاست : امتحانى كه از دهقان على شطرنجى كردند .
هامش
( 1 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 29 - 30 ( 2 ) - چهار مقاله ص 31 ( 3 ) - ايضا ص 42 ( 4 ) - ايضا ص 42 - 43 ( 5 ) - ايضا ص 44 ( 6 ) - ايضا ص 47