ميشدند « 1 » و يا چنان كه در حال معزى آوردهايم گاه ايشان را بالفاظى از قبيل پدر خطاب ميكردند و يا به نحوى كه دربارهء اتسز و وطواط مىبينيم از مجالست شب و روز آنان سير نمىشدند و حتى در مجالس طرب و عيش باحترام آنان دست از سماع اغانى و مجالست غوانى بازمىداشتهاند و نظاير اين اخبار در شرح احوال شاعران اين دوره بسيار ديده مىشود و با مطالعه در تراجم شاعران اين دوره كه در همين كتاب خواهيم آورد ببسيارى از اين گونه مطلبها بازميخوريم .
امراى زمان بداشتن شاعران بزرگ در دستگاه خود علاقه و ميلى وافر داشتهاند و اين خصوصا از آنروى بود كه شاعران با مدايح غرّاى خود وسيلهء بزرگى براى شهرت پادشاهان بودهاند و علاوه بر اين وجود علما و شعرا و مترسلان در دربارها از لوازم رياست و سلطنت شناخته ميشد و به همين سبب حتى رجال و صدور و رؤساء محلى هم بداشتن شاعران مداح در دستگاه خود توجه ميكردند . گاهى اصرار در اين امر بكشاكش بين امرا مىكشيد چنان كه در احوال ظهير الدين فاريابى و مجير الدين بيلقانى و اشهرى خواهيم ديد و كشاكشهاى قزل ارسلان و محمد جهانپهلوان و ابو بكر بن محمد جهانپهلوان بر سر شاعران چنان كه خواهيم ديد مشهور است .
احساس احتياج بشعرا باعث بود كه پادشاهان صلات گران بدانان بپردازند و اموالى را كه بجبر و غارت ازين و آن بدست ميآوردند در برابر قصائد و قطعات بدانان نثار كنند و پيداست كه شاعران نيز با كسب اين اموال طريق لهو و عشرت پيش مى گرفتند و روزگار را بتبذير و اسراف مىگذراندند و همين امر سبب عمدهء شهرت شعرا بلهو و خلاعت بوده است . با اين حال بايد توجه داشت كه اشتغال شاعران بلهو و طرب در دورهء مقدم رائجتر از دورهيى بود كه مورد مطالعهء ماست زيرا درين دوره بسيارى از شاعران را مىيابيم كه يا از آغاز كار و يا بعد از طى دورههايى از عيش و عشرت راه تقوى و فضيلت پيش گرفتند و زندگى خود را سرمشقى از ديندارى قرار دادند مانند ناصرخسرو قباديانى ، سنائى غزنوى ، خاقانى ، نظامى و امثال آنان ، و به همين سبب در آثار
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 52 - 53