شاعران اين عهد بسيار بوعظ و نصيحت بازميخوريم و ما نمونهاى بسيار از قصائد وعظ و اندرز در ذكر شعراى همين دوره درين كتاب نقل خواهيم كرد .
موضوع مهم قابل ذكر درين دوره آنست كه شاعران عادة مردمى فاضل و مستطرف در علوم بودند . از آغاز اين عهد تا پايان اين دوره عدهء كثيرى از شاعران را مىيابيم كه بعلوم مختلف سرگرم و گاه داراى تأليفات و تصانيفى در آن علوم بودهاند .
در آغاز اين دوره ناصرخسرو قباديانى ، متكلم و فيلسوف و صاحب اطلاعات وسيع در علوم مختلف معقول و منقول بود و آثار او مشهور است ، و در پايان اين عهد ظهير الدين فاريابى رسالهيى در ابطال احكام منجمين دربارهء قران كواكب و خسف و طوفان بسال 582 نوشته و در شرح حال او بدين امر اشاره خواهد شد . تتبع در احوال شاعران ديگر اشتغال آنانرا بعلوم گوناگون ثابت مىكند و تحصيلات شاعران نيز به نحوى بود كه آنان را جامع الاطراف ببار ميآورد .
شرايطى نيز كه براى شاعرى پيشنهاد ميشد سنگين و بنوعى بود كه آنانرا مردمى فاضل و مطلع ببار ميآورد . بهترين كسى كه اين شرايط را بتفصيل آورده ، نظامى عروضى است . وى ميگويد : « شاعر بايد كه . . . در انواع علوم متنوع باشد و در اطراف رسوم مستطرف ، زيرا كه چنان كه شعر در هر علمى به كار همىشود هر علمى در شعر به كار همىشود . . . و بايد كه شعر او بدان درجه رسيده باشد كه در صحيفهء روزگار مسطور باشد و بر السنهء احرار مقروء . . . اما شاعر بدين درجه نرسد الّا كه در عنفوان شباب و در روزگار جوانى بيست هزار بيت از اشعار متقدمان ياد گيرد و ده هزار كلمه از آثار متأخران پيش چشم كند و پيوسته دواوين استادان همىخواند و ياد همىگيرد كه درآمد و بيرون شد ايشان از مضايق و دقايق سخن بر چه وجه بوده است تا طرق و انواع شعر در طبع او مرتسم شود و عيب و هنر شعر بر صحيفهء خرد او منقش گردد تا سخنش روى در ترقى دارد و طبعش بجانب علو ميل كند . هر كرا طبع در نظم شعر راسخ شد و سخنش هموار گشت روى بعلم شعر آورد و عروض بخواند و گرد تصانيف استاد ابو الحسن السرخسى البهرامى گردد چون غاية العروضين و كنز القافيه ، و نقد معانى و نقد
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٤٧