بيشتر بوجود شاعرانى است كه بعد از حملهء غزان و كساد بازار شعر و ادب در خراسان از آن سامان مهاجرت كردند و به خدمت سلاطين و امراى عراق و آذربايجان درآمدند مانند اثير الدين اخسيكتى و اشهرى نيشابورى و ظهير الدين فاريابى و نظاير آنان .
بر رويهم در نيمهء دوم قرن ششم و اوايل قرن هفتم سبك عمومى شعرا با آنچه در نيمهء اول قرن ششم بوده است ، تفاوت عمده داشت و اگر بخواهيم تقسيم كسانى را كه معتقد بسه سبك خراسانى و عراقى و هندى در شعر فارسى هستند ، بپذيريم ، بايد بگوييم كه سبك شاعران نيمهء دوم قرن ششم در قصيده و غزل مقدمهء ظهور سبك عراقى در شعر فارسى بوده است .
وضع عمومى شعرا
شعراى اين عهد در شمار طبقات مهم و مورد احترام بودهاند .
مهمترين امرى كه در مطالعهء احوال شعرا جلب توجه مىكند وجود عدهيى از رجال و معاريف هر زمان در زمرهء آنانست . بسيارى از سلاطين و وزراء و صدور و رجال زمان به فارسى يا عربى شعر مىگفته و ديوان و دفتر شعر داشتهاند و يا در مجالست و مؤانست با شاعران روزگار مىگذاردهاند . پيش ازين نام عدهيى از پادشاهان و شاهزادگان و امارتجويان را آوردهايم كه اشعارى از آنان نقل شده است « 1 » مانند امير على بورى تكين و قلج طمغاج خان و نصرة الدين قلج ارسلان از سلاطين آل افراسياب و طغرل بن ارسلان از سلجوقيان عراق و اتسز و علاء الدين تكش و سلطانشاه بن ايل ارسلان و سلطان محمد و عليشاه از خوارزمشاهان و مظفر الدين محمد شبانكاره و علاء - الدين حسين غورى . علاوه بر اينان بعدهيى ديگر از سلاطين اشعارى نسبت داده شده است مانند سليمان بن سلطان محمد سلجوقى « 2 » و طغانشاه بن محمد بن مؤيد آىابه « 3 » و بيغو - ملك و بسيارى ديگر كه فرصت شمارش همه نيست . بعضى ازين پادشاهان و اميران الحق اشعار آبدار لطيف داشتهاند مانند اين ابيات از طغانشاه بن محمد :
هامش
( 1 ) - رجوع شود به فصل اول از همين كتاب
( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 39
( 3 ) - ايضا ص 46