تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
وعظ و اندرز به خوبى آشكار است و بهرحال سنائى شاعر متفكر و گويندهء فحلى است كه دورهء بعد از خود را تا مدتى تحت سيطره و نفوذ خود داشت . اين شاعر تنها در قصيده و غزل سبك تازه و شيوهء بىسابقه نياورده است بلكه در ايجاد مثنويهاى عرفانى و اجتماعى هم موفق شده است كه مكتب تازه‌يى ايجاد كند و مثنويهاى او بعد از وى مورد تقليد بسيارى از گويندگان بزرگ قرار گيرد و حتى شاعرانى از قبيل نظامى در مخزن الاسرار و عطار و مولوى در مثنويهاى حكمى و عرفانى خود دنبالهء كار اين استاد را گرفتند و روش او را با تعبيرات و ابتكارات خود تكميل كردند . در همان حال كه اين گويندگان هريك به نحوى سرگرم ايجاد روشهاى تازهء خود بودند عده‌يى از شاعران ديگر قرن پنجم و اوايل قرن ششم ميكوشيدند كه سبك گفتار آغاز دورهء غزنوى را همچنان دنبال كنند غافل از آنكه سير جبرى زمان و تحولات طبيعى افكار در اشعار آنان خواه و ناخواه ايجاد تغيير مىكند و شيوهء آنانرا با شعراى متقدّم متفاوت ميسازد . به همين سبب يعنى با توجه بقسمت اخير كلام ما شاعرانى كه در اين ايام بتقليد از گويندگان قديم مشغول سخنورى بوده‌اند ، مانند ازرقى و شهاب الدين عمعق بخارايى و عثمان مختارى و معزّى همگى داراى سخن‌هاى تازه و افكار جديد و سبك سخن ممتاز از دورهء پيشين يعنى دورهء اول غزنوى هستند . از اين ميان مخصوصا بايد بخدمات ازرقى و عمعق و معزّى توجه داشت . ازرقى كه دنبالهء سبك عنصرى را در شعر گرفته بود آن را بمراحل جديدى از كمال رسانيده و آمادهء آن ساخت كه مقبول شاعران و نقادانى كه در قرن ششم ميآمدند ، قرار گيرد . ازرقى گويا فقط بسرودن قصائد اكتفا نميكرد و چنان كه در قصايد خود چند بار اشاره كرده است مثنويهايى در مسائل مختلف بنظم درميآورد . اما عمعق بخارايى با آنكه اشعار فراوانى ازو نداريم ميتواند بسبب داشتن چند قصيدهء تازه كه در آنها افكار جديد و زيبايى مبناى شعر قرار گرفته و شاعر براى بيان مقاصد خود در آنها زبان خاص خود يعنى زبانى را كه همراه تشبيهات دقيق و اوصاف رايغ به كار ميرود ، وسيلهء بيان مقصود قرار داده است ، در ادبيات فارسى شاعر بزرگ و