تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
زبانى را كه در اواخر دورهء سامانى يا اوايل دورهء غزنوى در شعر از آن استفاده ميشده و كلمات عربى آن كمتر بوده است ، به كار برند . با توجه به اين اصل ملاحظه مىشود كه انورى تحولى در شعر فارسى ايجاد كرد و مكتبى كاملا نو آورد ، ليكن با اين حكم نبايد تصور كرد كه انورى و هواخواهان او به تمام معنى در كار خود مبتكر بوده‌اند ، بلكه مكمّل روش شاعرانى محسوب ميشدند كه در اوايل قرن ششم تربيت شده و در اواسط آن قرن شاعرى ميكرده و غالبا با انورى و همدورگان او معاصر بوده‌اند و ما ضمن بيان احوال شاعران اين دوره بشواهد متعدد در اثبات اين قول بازميخوريم . نكتهء ديگرى كه در شعر انورى و هم‌سبكان او ديده مىشود توجه بسيار آنان بآوردن معانى و مضامين دقيق در اشعارست خواه در مدح و خواه در ساير موارد . اين توجه باعث شده است كه در اشعار اين دسته از شعرا گاه بمعانى مبهمى بازخوريم و اشكال و ابهام معانى در بعضى از آن ابيات به حدى است كه شرح آنها را ايجاب كرده و باعث شده است شروحى بر ديوان انورى ( مانند شرح شادىآبادى ) و شاعران دشوار - گوى ديگر نوشته شود . نكتهء ديگرى كه در روش جديد مورد توجه است افراط شعراست در استفاده از افكار علمى و اصطلاحات و قضايا و مطالب علوم مختلف ، بىآنكه تصرفات شاعرانهء كافى در آنها صورت گيرد . اين امر گاه باستدلالات عقلى چنان كه در كتب علمى متداول است منجر شد و شعر را از حالتى كه مورد انتظار است دور كرد و علاوه بر اين موجبات اشكال اشعار و صعوبت فهم آنها را در بسيارى از موارد فراهم آورد . موضوع ديگر كه در شعر نيمهء دوم قرن ششم قابل توجهست علاقهء شعرا بساختن غزلهاى لطيف و زيباست . غزل از قرن چهارم در شعر فارسى آغاز شده بود ولى انورى و هم‌سبكان او سعى وافى درآوردن مضامين دقيق در غزل به كار بردند و چون سبك آنان در سخن ساده و طبيعى بوده است غزلهاى ايشان لطف بيشترى چه در لفظ و چه در معنى پيدا كرد و اين مكتب تازه در غزل از شاعرانى مانند انورى و سمائى