تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
استادى مانند ابو العلاء گنجه‌يى ، قوامى گنجه‌يى ، فلكى شروانى ، خاقانى شروانى ، نظامى گنجه‌يى ، مجير الدين بيلقانى ظهور كردند كه دو تن از آنان يعنى خاقانى و نظامى در شمار بزرگترين گويندگان ايران محسوب شده‌اند . اين گويندگان از حيث سبك كلام و روش فكر با شاعران نواحى ديگر تفاوتهاى عمده دارند و پيشروان سبك خاصى در قصيده و مثنوى هستند و سبك بعضى از آنان مانند خاقانى و نظامى مدتها در ادبيات فارسى تأثير داشته است . در همان اوقات كه مكتب ادبى نو بلهجهء درى در آذربايجان توسعه مىيافت ، در نواحى ديگر ايران مانند اصفهان و فارس هم حوزه‌هاى ادبى مهمى تشكيل مىشد . درين حوزه‌ها هم لهجهء درى براى شاعرى بر لهجه‌هاى محلى ترجيح داده ميشد و بدين نحو در قرن پنجم و ششم ، لهجهء درى كه سابقا منحصر بنواحى مشرق بود ، در ساير نواحى نيز شاعران معتبرى بدست مىآورد . اين نكته قابل ذكر است كه گويندگان نواحى جديد هنگام استعمال لغات و تركيبات درى تحت تأثير مستقيم لهجات محلى خود نيز قرار ميگرفتند ، و از اين راه تركيبات و لغات متعددى در زبان ادبى پارسى درى راه يافت و آن را تا حدى از صورت نخستين دور كرد . نكتهء قابل ذكر ديگر آنكه ، بنابر آنچه در مجلد اول از همين كتاب ، هنگام ذكر لهجات ايرانى در چهار قرن اول هجرى ، ديده‌ايم ، نفوذ زبان عربى در لهجات غربى ايران بيشتر از لهجات مشرق بود ، و همين امر باعث شد كه چون زبان پارسى درى بدين نواحى رسيد طبعا به عادت محلى گويندگان ، بيشتر با زبان عربى آميخته شد و اين خود يكى از علل و اسباب افزايش نفوذ زبان عربى در زبان پارسى گرديد . بهرحال اگرچه انتقال لهجهء درى از مشرق به مغرب و رواج آن در نواحى جديد وسيلهء فراموش شدن بسيارى از لغات و تركيبات آن لهجه شد ليكن با آوردن كلمات و تعبيرات تازه در نثر و نظم فارسى بر وسعت آن افزود و به زبان فارسى هيأتى نو بخشيد .