4 - موضوع مهمى كه در تاريخ زبان فارسى در اين دوره بايد مورد توجه و مطالعه قرار گيرد نشر زبان پارسى درى است در بيرون از نواحى ايرانى . اين امر معلول بعضى از علتهاى سياسى و نظامى است . از اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم اولياء دولت نوخاستهء غزنوى كه نميتوانستند از جانب مغرب كشور خود را توسعه دهند ، ميكوشيدند كه اراضى وسيع و پرنعمتى را كه در مشرق و جنوب شرقى مستملكات آنان قرار داشت فراچنگ آورند ، و آن سرزمينهاى آبادان عبارت بوده است از ولايات اطراف رودخانهء سند . درنتيجهء مهاجمات متعدد كه بوسيلهء امير ناصر الدين سبكتكين و امير محمود غزنوى به اين ناحيه صورت گرفت بسيارى از هندوان قبول اسلام كردند يا تحت قيمومت حكومت فارسىزبان غزنوى درآمدند . پيداست كه دولت غزنوى براى نگاهدارى اين سرزمين دستههاى نظامى بزرگى از خراسانيان و اهل مشرق ترتيب ميداده و بنواحى مفتوحه ميفرستاده است چنان كه ميتوان بتحقيق گفت كه اسلام با زبان پارسى بسرزمين سند و از آنجا بديگر نواحى هندوستان راه يافت ، و نه تنها زبان سياسى و نظامى شد بلكه عنوان يك زبان مقدس دينى يافت . بعد از محمود چنان كه ميدانيم حكومت غزنوى همچنان در اراضى مفتوحهء هند برقرار ماند و حتى بعضى ازين سلاطين كوشيدند تا نواحى تازهيى از هندوستان را بر متصرفات قديم غزنوى بيفزايند .
اينست كه از اواسط قرن پنجم ببعد در مراكز مهم حكومت سند و پنجاب و ولايتهاى نزديك به اين نواحى زبان فارسى رائج بوده و شاعرانى بدين زبان از بلاد آن حدود برميخاستهاند . نخستين شاعر بزرگ اين نواحى مسعود بن سعد لاهورى است كه چنان كه خواهيم ديد از يك خاندان مهاجر ايرانى در لاهور متولد شد .
بعد از غزنويان متصرفات آنان در هندوستان ، به تفصيلى كه ديدهايم ، بدست سلاطين غورى و مماليك آنان افتاد . همهء اين سلسلهها حامى زبان فارسى بودند و على الخصوص دستگاههاى سلطنت مماليك غورى مانند قطب الدين ايبك و سلسلهء شمسيه و خلجيه پناهگاه خاصى براى گريختگان از برابر مغولان گرديد . بدين ترتيب زبان فارسى در يك دورهء متمادى در هندوستان ريشه گرفت و از قرن هفتم ببعد عدهء
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٣٣١