تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
3 - آميزش زبان فارسى با لغات تركى . چنان كه در مباحث متقدم ملاحظه كرده‌ايم ، قرن پنجم و ششم دورهء تسلط و نفوذ و ورود تركان زردپوست آسياى مركزى در ايرانست . اين نفوذ از راه مهاجرتهاى جمعى قبايل و عشاير زردپوست بداخلهء ايران ، و سكونت در نواحى مختلف صورت ميگرفت . در آغاز قرن پنجم در ماوراء النهر و شمال خراسان و اطراف رى و اصفهان و آذربايجان بنام دسته‌هاى متعدد تركمانان برميخوريم كه در اين نواحى سكونت گزيده بودند . اين وضع نفوذ و ورود قبايل ترك در آغاز تسلط آنهاست ، تا چه رسد بدوره‌يى كه اين وضع شدت يافت ، يعنى از اواسط قرن ششم ببعد كه مهاجرت هاى عمدهء زردپوستانى از قبيل طوايف غز و خرلخ و قراختايى و امثال آنان بماوراء النهر و ايران صورت گرفت . از نتايج مستقيم تسلط قبايل و غلامان ترك و تشكيل دولتهاى آنان در ايران يكى انتشار اصطلاحات نظامى و اجتماعى و ادارى آنان و رواج بعضى از مفردات لهجات تركى و شيوع اسامى تركان در اين سرزمين است . اگر بخواهيم ابيات و يا جمله‌ها و عباراتى را كه در آنها كلمات تركى به كار رفته و از شاعران و نويسندگان اين دوره است ، نقل كنيم سخن بدرازا مىكشد و در اينجا تنها بذكر چند نمونه اكتفا مىشود :
تن گرچه سو و اكمك « 1 » از آنان طمع كند * كى مهر شه باتسز و بغرا برافگند
( خاقانى )
خردم يزك « 2 » فرستد بوثاق خيلتاشى * ادبم طلايه دارد به يتاق « 3 » پاسبانى بسراى ضربِ همت بقراضه‌يى چه لافم * چه زيد بپاى پيلان الچوق « 4 » تركمانى
( نظامى )
تا بدست شعشعه اين خوش و شاق « 5 » تيغ زن * بنگه لولوى شب را هر سحر يغما « 6 » دهد
( جمال الدين محمد بن عبد الرزاق )
هامش
( 1 ) - سو و اكمك : آب و نان ( 2 ) - يزك : مقدمة الجيش ، قراول ( 3 ) - يتاق : پاس و پاس داشتن و محافظت كردن ( 4 ) - الچوق : آلاچق ، آلاچيق ( 5 ) - وشاق : غلام مقبول و پسر ساده ( 6 ) - يغما : نام يكى از قبايل زردپوست ، در اينجا : غارت