تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
دومين علت بزرگ آميزش زبان پارسى با زبان عربى آن بود كه يكى از شرايط بزرگ دبيرى و شاعرى چنان كه خواهيم ديد در تمام قرن پنجم و ششم آشنايى شعرا با بسيارى از متون ادبى عرب و احيانا از حفظ داشتن قسمتى از آنها بوده است . اين امر خود وسيلهء جديدى براى آشنايى با زبان عربى و خوگيرى با تركيبات و تعبيرات و كلمات آن زبان و مجاز دانستن خود در كثرت استعمال آنها در آثار فارسى بوده است . سوم آنكه زبان شعر از باب احتياج شاعر بكلمات بيشترى در بيان افكار و مضامين و ايراد قوافى خودبخود استعمال مقدار كثيرى از كلمات عربى را ايجاب ميكرد و ازين راه نيز بسيارى از مفردات و مركبات غير لازم عربى به زبان فارسى راه جست . چهارم آنكه بر اثر تقليد نويسندگان و مترسّلان اين زمان از مترسّلان عربى زبان ، مقدارى از اصطلاحات و عبارات آنان مستقيما به زبان فارسى راه جست و بسيارى از كلمات عربى را با خود همراه آورد . پنجمين علت اين امر آنست كه هرچه بر عمر اسلام در ايران گذشت نفوذ آن ، و در نتيجه تأثير همهء متعلقات آن ، كه زبان عربى هم يكى از آنهاست ، در ايران بيشتر شد و اين نفوذ تنها منحصر باستعمال كلمات نماند بلكه كارش باستفاده از قواعد دستورى عرب هم كشيد . مانند به كار بردن وزنهاى جمع سالم و مكسر عربى در زبان فارسى كه خلاف قاعده‌هاى دستورى زبان فارسى است و هنوز هم همه گرفتار اين غلطيم ، يا راه دادن علامت تأنيث در آخر بسيارى از صفات و نظاير اين احوال . در نتيجهء اين عوامل در زبان فارسى قرن پنجم و ششم بسيارى از كلمات و تركيبات و تعبيرات غير لازم و گاه نامأنوس عربى راه جست و اندك‌اندك زبان فارسى را از حالتى كه در آثار شاعران و نويسندگان قرن چهارم و اوايل قرن پنجم داشت ، بيرون برد و با اقتران بعوامل ديگر باعث ايجاد لهجهء جديدى از زبان فارسى گرديد و اين لهجه همانست كه در اشعار شعراى نيمهء دوم قرن ششم و منشآت نويسندگان همين دوره و آغاز قرن هفتم و ادوار بعد از آن ملاحظه ميكنيم كه بين آن و لهجهء فارسى قرن چهارم و اوايل قرن پنجم تفاوت عظيمى مشهود است .