و قسمت دوم در ذكر اقسام ممكنات ، و قسمت سوم در الهيات است . در پايان كتاب اخير بابى مشتمل بر بيان ضرورت نبى و اختصاصات و شرايط او آورده است .
* * * در ذيل اين عنوان يادآور ميشويم ، همچنانكه در مشرق ممالك اسلامى فلسفه در اين عهد دچار تعصب متعصبان ولى در حال وجود و ادامه بود ، در مغرب نيز على الخصوص در اندلس ، رشد و نضجى بسيار داشت ، و ازينروى در همين دوره به چند تن از فيلسوفان بزرگ و نامآور در آن ديار بازميخوريم . از مشاهير اين فيلسوفان يكى ابن باجه « 1 » ابو بكر محمد بن يحيى معروف به ابن الصائغ ( م . 532 ) صاحب كتب و رسائل متعدد در منطق و فلسفه بوده است . مهمترين كتاب او « تدبير المتوحد » بود كه از ميان رفته است ليكن خلاصهء جامع و مفيدى را از آن در يكى از كتب عبرى موسى الناربونى مىيابيم ؛ و رسالة فى النفس ، و رسالة الاتصال كه در باب كيفيت اتصال انسانست بعقل فعال ، و چند رساله در منطق و غيره . علاوه بر اين وى چند كتاب از ارسطو و فرفوريوس و فارابى نيز شرح كرده و بهرحال او را نخستين كسى از فيلسوفان مغرب دانستهاند كه توانسته است از آثار فيلسوفان مشرق استفاده كند « 2 »
ديگر از فيلسوفان مغرب ابن طفيل ابو بكر محمد بن عبد الملك « 3 » است . ولادت او در غرناطه اتفاق افتاد و در آغاز امر بعلم طب توجه داشت ، سپس بفلسفه پرداخت و چندى نيز مناصب دولتى داشت . وفات او بسال 592 هجرى اتفاق افتاد . وى كتب متعدد بسيار مهمى در فلسفه دارد از قبيل « اسرار الحكمة المشرقية » و كتبى در نفس و طب . شهرت ابن طفيل بيشتر به كتاب حى بن يقظان اوست كه تحت تأثير رسالهء ابن سينا به همين نام نوشته است « 4 »
فيلسوف بسيار مشهور مغرب در عهد مورد مطالعهء ما ابن رشد « 5 » ابو الوليد
هامش
( 1 ) - در لاتينىAvenpace( 2 ) - الفلسفة الاسلامية فى المغرب ، الدكتور محمد غلاب . طبع مصر ص 27 - 41
( 3 ) - در لاتينىAbu Bacer( 4 ) - الفلسفه الاسلامية فى المغرب ص 42 - 59
( 5 ) - در لاتينىAverroes