با اين كيفيت ملاحظه مىشود كه سهروردى همهء امشاسپندان آيين زرتشتى را كه در حقيقت اقرب قواى مجرده نسبت باهورمزدا هستند ، در تعيين و تسميهء مراتب انوار قاهره كه مؤثر در امور اجسام و برازخ شمرده ميشوند ، آورده است ؛ و نه تنها از اين مورد بلكه از موارد مختلف ديگر مراتب اطلاع اين فيلسوف بزرگ از انديشههاى ايران باستان آشكار است ، و اين امر مىرساند كه او در فلسفهء ذوقى خود تا چه حد بفلسفهء ايرانيان نظر داشته است . تقسيم موجودات به دو دستهء عالم انوار معنوى و عالم غواسق برزخى ، خود تأثر او را از انديشهء ثنويت ايرانيان كه در نزد زرتشت بهيأت منش نيك ( سپنت - مىنيّو « 1 » ) و منش زشت ( انگر مىنيّو « 2 » ) و در نزد مانى بهيأت انديشهء نور و ظلمت درآمده است ، كاملا آشكار ميسازد .
فيلسوف و متكلم نامبردار ديگر كه در آخر اين عهد ميزيسته امام فخر الدين رازى ، ابو عبد اللّه محمد بن عمر بن الحسين بن الحسن بن على طبرستانى رازى فقيه شافعى معروف به ابن الخطيب است . وى فريد عصر خود بوده و در علم كلام و معقولات از اهل زمان درگذشته و در فنون مختلف تأليفات مهم برجاى نهاده است . از اختصاصات امام قدرت او در تشكيك و جدل و وارد كردن ايرادات بر فلاسفهء مقدم بوده است چنان كه در بيشتر اصول مسلم فلسفى شك كرده و فيلسوفان ديگر مانند خواجهء طوسى و قطب الدين رازى و ميرداماد و ملا صدرا مدتها سرگرم جواب دادن به شبهههاى او بودهاند . بسبب همين قدرت در تشكيك است كه فخر رازى را « امام المشكّكين » لقب دادهاند .
ولادت او بسال 543 يا 544 در رى و وفاتش بسال 606 در شهر هرات اتفاق افتاده است . از بعضى از آثار امام در تفسير و كلام پيش ازين سخن گفتهايم . از جملهء آثار مشهور او در كلام كتاب نهاية العقول ، كتاب الاربعين ، المطالب العالية ، محصل افكار المتقدمين ، البيان و البرهان فى الرد على اهل الزيغ و الطغيان ، المباحث العمادية فى المطالب المعادية ، تهذيب الدلائل و عيون المسائل ، ارشاد النظار الى لطائف الاسرار ،
هامش
( 1 ) -Spenta - mainyu( 2 ) -Angra - mainyu