تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
ديگرى بنام نور قاهر دوم و همچنين از تكرار اين نسبت ميان نور قاهر دوم و نور قاهر اقربست كه نور قاهر سوم و به همين قياس انوار قاهرهء ديگر ، به نحوى كه با يكديگر نسبت علّى و معلولى داشته باشند ، پديد ميآيند . نور سانح از نور الانوار همانست كه ايرانيان خرّه « 1 » ميناميدند . با تكرار اين اضافات اشراقى و تسلط نورى و قهر ظهوريست كه از نور الانوار و هريك از انوار قاهر عالى ، به غير واسطه يا با واسطه ، بر نور قاهر سافل متضاعفا اشراق و انعكاس انوار مىشود و از مناسبات و مشاركات مختلف و متكثر حاصل ميان مشاهدات و اشراقات و انعكاسات متزايد سلسلهء طولى قواهر نوريست كه عوالم ديگر مثالى و نفسانى و جسمانى بوجود ميآيد . در قبال عالم انوار معنوى عالم « غواسق برزخى » قرار دارد . مراد از برزخ هيولى و اجسام است كه ميان دو نور مجرد حايل مىشود . برزخ و هيآت ( اعراض ) برزخى غاسق بالذات‌اند و از آنجهت كه برزخ عين غسق و محض ظلمت است حتى با زوال نور از آن ، در حدّ ذات خود ثبوت تواند داشت . اين برزخها و هيئتهاى برزخى تحت تدبير عقلى و اثر پروردگار نوع و نگهدار آنها اداره ميشوند و هريك از برازخ طلسم يكى از انوار قاهر دانسته شده‌اند مانند آتش كه داراى نور شريفه است ، بعقيدهء ايرانيان طلسم ارديبهشت ( - اش و هيشت « 2 » ، اورت و هيشت « 3 » ) است و ارديبهشت بمنزلهء نور قاهر فياضى براى آنست و زمين ( ارض ) طلسم اسفندارمذ ( - سپنت ارمئيتى « 4 » ) است و اسفندارمذ نور قاهر كثير العنايه‌يى نسبت بدانست . امر داد ( امرتات « 5 » ) رب النوع آب و آب طلسم آن ، هورخش ( - هورخشئت « 6 » - خورشيد ) كه نور شديد الضوء ، فاعل النهار ، و فرمانرواى آسمانست طلسم ( خشثروئيرىّ - شهريور ) « 7 » .
هامش
( 1 ) - يعنىXvarenanghaيا خرّه ، فرّه ، فرّ ( 2 ) -Asa - vahista( 3 ) -Urta - vahista( 4 ) -Spenta - Armaiti( 5 ) -Ameretat( 6 ) -Hvare - xsaeta( 7 ) -Xsathra - vairya