شهرزورى ميگويد بعضى از مستعدين كه ببحث صرف راضى نبودند بر آن شدند كه بحكمت حقيقى ، چنان كه بايد ، راه جويند ليكن اين كار دشوار بود و همواره طريق حكمت مسدود ماند تا كوكب سعادت بدرخشيد ، و صبح حكمت از افق نفس بدميد ، و انوار حقايق از محل بلند بظهور مولانا سلطان الحقيقة و مقتدى الطريقة . . . المؤيد بالملكوت و المنخرط فى سلك عالم الجبروت . . . شهاب الملة و الحق و الدين ابو الفتوح السهروردى ، درخشيدن آغاز نمود . و او شروع كرد باصلاح آنچه تباه شده و تجديد آنچه دور روزگار كهنش ساخته بود . وى بشدت بطرفدارى از حكماى كهن و مناقضه با كسانى كه بردّ آنها پرداخته بودند ، همت گماشت و در اين امر با بصيرت و خبرتى كه حاصل رياضات لطيف و ابحاث صحيح تام بوده است عمل كرد . زيرا او در هر دو حكمت كشفى و بحثى وارد و داراى اطلاع تام و تمام بود و هيچكس در اين دو مورد به دو نمىرسيد . « 1 »
شيخ اشراق خود در مقدمهيى كوتاه كه بر حكمة الاشراق نوشته به اطلاع خويش از طريقهء مشائين اشاره مىكند و ميگويد كه پيش از تأليف كتاب اخير الذكر كتبى بر طريقهء مشائين نوشته و قواعد آنان را در آن كتب تلخيص كرده است و از آن جمله است مختصر موسوم به « التلويحات اللوحية و العرشية » كه مشتمل است بر قواعد بسيار كه با خردى آن بسى از قواعد در آن تلخيص شده است ، و كتاب ديگرى بنام « اللمحات » و جز آنها . دستهيى ديگر از كتب را در دوران صبا نوشتهام كه بر طريقهيى ديگر است و آنچه در آنها آوردهام از راه فكر براى من حاصل نشد بلكه حصول آن از راهى ديگر ميسر گشت و بعد از آن براى اثبات آنچه در انديشهء من خطور كرده بود حجت و دليل جستجو كردم ، و آنچه از « علم الانوار » و متعلقات آن آوردهام مبتنى است بر ذوق امام الحكمة افلاطون و آنان كه از دورهء پدر فيلسوفان هرمس تا زمان افلاطون از اساطين حكمت ظهور كردند ، مانند انباذقلس و فيثاغورس و جز آنان ؛ و بر همين روش از قاعدهء
هامش
( 1 ) - مقدمهء حكمة الاشراق از شهرزورى . مجموعهء دوم مصنفات شيخ اشراق بتصحيح هانرى كربن - تهران ، 1331 ص 5 - 8 . نقل باختصار و التقاط .